تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
دل ببردىّ و بحل كردمت اى جان ليكن * به ازين دار نگاهش كه مرا مىدارى
ساغر ما كه حريفان دگر مىنوشند * ما تحمّل نكنيم ار تو روا مىدارى
اى مگس حضرت سيمرغ نه جولانگه تست * عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى
تو بتقصير خود افتادى ازين در محروم * از كه مى نالى و فرياد چرا مىدارى
حافظ از پادشهان پايه به خدمت طلبند * سعى نابرده چه امّيد عطا مىدارى

[ 450 روزگاريست كه ما را نگران مىدارى ]

روزگاريست كه ما را نگران مىدارى * مُخلصان را نه به وضع دگران مىدارى
گوشهء چشم رضائى بمنت باز نشد * اين‌چنين عزّت صاحب‌نظران مىدارى
ساعد آن به كه بپوشى تو چو از بهر نگار * دست در خون دل پُرهنران مىدارى
نه گُل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ * همه را نعره‌زنان جامه دران مىدارى
اى كه در دلق ملمّع طلبى نقد حضور * چشم سرّى عجب از بىخبران مىدارى
چون توئى نرگس باغ نظر اى چشم و چراغ * سر چرا بر من دلخسته گران مىدارى
گوهر جام جم از كان جهانى دگرست * تو تمنّا ز گل كوزه گران مىدارى
پدر تجربه اى دل توئى آخر ز چه روى * طمع مهر و وفا زين پسران مىدارى