[ شرح ] غزل 477
بيت 1 : دو يار زيرك : دو دوست دانا بادهى كهن : شراب كهنه من : واحد وزن ، برابر سه كيلو فراغتى : آسايش فكرى
بيت 2 : مقام : موقعيت در پىام افتند انجمنى : اگر عدهاى از مردم به دنبالم بيايند .
بيت 3 : كنج قناعت : گوشهى بىنيازى و قناعت گنج دنيا : تعلقات دنيوى يوسف مصرى « * » : حضرت يوسف ( ع ) ثمن : قيمت كمترين ثمن : ثمن بخس ، كمبها
بيت 4 : رونق اين كارخانه : عظمت جهان هستى فسق : گناه
زهد تو و گناه من اثرى در رونق جهان هستى ندارد .
بيت 5 : تند باد حوادث : حوادث روزگار به توفان نابودكننده تشبيه شده است .
چمن : به كنايه شهر شيراز گل و ياسمن : زنان و دختران شهر شيراز است . « * * »
بيت 6 : نقشبندى غيب : حوادث غيبى ، بلاى ناگهانى زمنى : زمانى
توفان حوادث ناگهانى ، آن چنان شهر را ويران كرده و همه چيز را به نابودى كشيده كه گويى هرگز در اين شهر اثرى از زندگى نبوده است . هيچكس چنين زمان اسفناكى را به ياد ندارد .
بيت 7 : سموم : باد گرم و كشنده ، به كنايه حمله وحشيانهى تراكمه طرف بوستان :
شيراز . - عجيب است كه بعد از اين باد مسمومكنندهى گرم و كشنده ، هنوز بوى گلى به مشام مىرسد .
بيت 8 : به صبر . . . : اى دل ! صبور و شكيبا باش ؛ خداوند نمىگذارد انگشترى به اين گران قيمتى ( شيراز ) به دست شيطان ( تراكمه ) بيفتد . « * * * »
بيت 9 : برهمن : طبقهاى و الا در آيين هندوان . اشاره به « راى برهمن » از قهرمانان دانشمند كليله و دمنه است .
اين بليّه فكر همه را مغشوش كرده و از كار انداخته است . براى ترميم صدمات روحى و جسمى اين بلا به حسن تدبير سياستمداران و دانشمندان نيازمند است .
هامش
* به زيرنويس غزل 242 نگاه كنيد .
* * اين غزل موقعى سروده شده كه تراكمه به شيراز حمله كردهاند ؛ شهر را ويران و همهى اموال و زنان و دختران را به غنيمت بردهاند .
* * * در ضمن اشارهاى است به گم شدن انگشتر حضرت سليمان ( ع ) . به زيرنويس غزل 28 نگاه كنيد .