غزل 453 [ اى كه دايم به خويش مغرورى ]
1 اى كه دايم به خويش مغرورى * گر تو را عشق نيست معذورى
2 گرد ديوانگان عشق مگرد * كه به عقل عقيله مشهورى
3 مستى عشق نيست در سر تو * رو كه تو مست آبانگورى
4 روى زرد است و آه دردآلود * عاشقان را دواى رنجورى
5 بگذر از نام و ننگ خود حافظ * ساغر مى طلب كه مخمورى