[ شرح ] غزل 452
بيت 1 : طفيل : نام مرد عربى بوده كه ناخوانده به مهمانى مردم مىرفته است ، ناخوانده مهمان ، اين كلمه در فارسى وابسته و طفيلى معنى مىدهد . فرشته : مخلوقى است روحانى و آسمانى كه هم صورت زيبا و هم سيرت نيكو به او نسبت داده مىشود . پرى : مؤنث جن ، نقيض ديو . - خلقت آدميزاد و پريان به تبع وجود عشق به خدا صورت گرفته است ( سورهى « الذاريات » ، آيهى 56 ) ، تو هم اى خواجه ! اخلاصى از خود نشان بده تا سعادتمند شوى . بيت 2 : بنده : غلام ، برده - بكوش كه از هنر عشقورزى بهرهمند شوى ، بدانكه هيچكس خريدار غلام بىهنر نيست .
بيت 3 : مى صبوح : شراب صبحگاهى شكر خواب صبحدم : خواب شيرين صبح
به شراب صبحگاهى و خواب شيرين صبح تا كى مىخواهى ادامه بدهى ، سحرگاهان با قلبى شكسته و چشمى اشكبار از درگاه پروردگار طلب بخشش كن .
بيت 4 : لعبت : معشوق بسيار زيبا - اى شهسوار زيبايان ! اى سرآمد مهپيكران ! چگونه است كه تو هم برابر چشمى و هم غايب از نظر .
بيت 5 : مقدس : قدسى ، پاك ، عاشق غيرت : « غيرت » از جمله لوازم عاشق است و حميت محب بر طلب تعلق محبوب از غير . مسا : شام ، شب صباح : صبح
بيت 6 : آصف زمان : توران شاه ، وزير شاه شجاع دو مصرع : يك بيت به نظم درى :
به شعر فارسى درى بيت 7 : مىخورى : مى بنوش .
بيت 8 : كلاه سرورىات كج مباد : عزت و زيبايى و سلامتت پاينده باد ! زيب : زينت
بيت 9 : به بوى : به خاطر ، به اميد ، در آرزوى صبا : باد صبا ، نسيم بهارى ، پيك عاشقان غاليه : مادهاى خوشبو غاليهسايى : عطر افشانى
باد مىخواهد عطر زلفت را ببرد و گل جلوهگرىات را بياموزد .
بيت 10 : چو مستعد نظر . . . : آنگاهكه حضور قلب ندارى و لايق توجه الهى نيستى ، انتظار ديدار او را نداشته باش كه جام جهاننما را فقط با حضور قلب و ديدهى روشنبين و پاك و مستعد مىتوان ديد . بيت 11 : بلاگرداند : بلا را دور مىكند . چرا به گوشهى . . . :
چرا به ما توجهى نمىكنى . بيت 12 : بيا و . . . : بيا و فرمانروايى و سلطنت بر قلب ما را با سرمايه حسنت خريدارى كن و مطمئن باش كه از اين معامله پشيمان نمىشوى .
بيت 13 : نعوذ باللّه : پناه بر خدا مقصدى : راهنمايى ، مرشدى ، پيرى
بيت 14 : به يمن . . . : اميدوارم كه به بركت جوانمردى و مدد دعاى حافظ ، شب مهتابى را ببينم كه براى ليلايم قصه مىگويم !