تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 929

مساهمون:

ص٩٢٩

[ شرح ] غزل 450

بيت 1 : روزگارى است : مدتى است . مخلصان : دوستان واقعى دير زمانى است كه ما را نگران كرده‌اى و به عاشقانت كمتر از ديگران محبت مىكنى . بيت 2 : چشم رضايى : نگاه محبت‌آميزى ، نظر لطفى اظهار لطفى به ما نمىكنى ؛ اين است رسم حرمت و عزت به عاشقان ؟ ! بيت 3 : ساعد : بازو نگار : حنابندان ، خضاب پرهنران : هنرمندان « * » اكنون كه دستت را با خون هنرمندان خضاب زده‌اى ، بهتر است آن را مخفى كنى تا مردم ندانند كه تو هنرمند كشى ! بيت 4 : نه گل . . . : از غم عشق تو در باغ بلبل به فغان است و گل جامه‌دران . بيت 5 : دلق ملمع : خرقه‌ى رنگارنگ نقد حضور : حضور قلب چشم سرى : چشم نهان‌بين چشم . . . مىدارى : چشم داشتن ، انتظار داشتن اى آن كه از ملمع‌پوشان انتظار حضور قلب و صفاى باطن دارى و تصور مىكنى اين سياه‌دلان از اسرار نهفته آگاه‌اند ! چه فكر باطلى ؟ ! بيت 6 : نرگس : گلى زيبا باغ نظر : گلستان تماشاگاه ، چشم اى محبوب ! اى چشم و چراغ دل من ! نرگس زيباى گلستان نظرم ! چرا با من دل از دست داده ، سرگرانى مىكنى ؟ ! بيت 7 : گوهر : سرشت جام جم : جام جهان‌بين ، قلب منير دوست كان : معدن جهان ديگر : جهان معنى سرشت و ضمير پاك دوست ، از معدن جهان معنى است ؛ نه از خاك گل كوزه‌گران . بيت 8 : از چه روى : چگونه - اى دل ! اى پدر تجربه ! با اين همه تجربه‌ات جاى تعجب است كه از پسران كم‌تجربه‌ات انتظار مهرورزى و وفادارى دارى ! بيت 9 : كيسه‌ى . . . : براى توقعاتى كه از دلبران سيمين‌بر دارى ، وندارت را بايد بپردازى . بيت 10 : گرچه . . . : اگر چه ما به خاطر رندى و مستى گناهكاريم ، ولى يكى از عاشقانت گفت : « تو هستى كه ما را به رندى وامىدارى » ( عقيده‌ى جبريون ) بيت 11 : مگذران . . . : در ايام سلامت و امنيت ، كارى مكن كه مستوجب ملامت شوى و همه چيز را به گردن روزگار گذران مينداز . ( اختيار )
هامش
* حافظ صداى خوبى داشته و با موسيقى زمان مأنوس بوده و ازاين‌رو در چند غزل ، خود را هنرمند خطاب مىكند . به زيرنويس غزل‌هاى 376 و 378 نگاه كنيد .