تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 921

مساهمون:

ص٩٢١

[ شرح ] غزل 446

بيت 1 : صبا : نسيم بهارى ، پيك عاشقان نكهت : بوى خوش مشك : ماده‌اى خوش‌بو به يادگار بمانى : پايدار باشى بوى او دارى : بوى خوش محبوب را دارى . بيت 3 : شمايل : شكل و صورت ، خوى دلم را كه گنجينه‌ى جواهرات عشق و زيبايى تو است ، به دست تو مىسپارم ؛ به شرط آن كه از او خوب نگه‌دارى كنى . درباره‌ى جمال و كمال تو هيچ جاى صحبت نيست ؛ هر دو را دارى ولى متأسفانه پرده‌دارانت تندخو هستند . بيت 4 : نواى بلبلت . . . : اى محبوب ! اگر به صداى مرغان هرزه‌گو گوش بدهى ، ديگر آواى بلبل خوش الحان را نمىپسندى . مراد آن است كه اگر به سخنان مغرضانه‌ى سعايت‌كنندگان گوش كنى ، سخنان عاشق واقعىات در تو بىاثر خواهد شد . بيت 5 : به جرعه . . . : به يك جرعه از شراب تو مست شدم . چه شراب گيرايى تو دارى ، نوش جانت باشد ؛ اين شراب را در كدام خم تهيه كرده‌اى ؟ ! ( شايد مراد از شراب بوسه ، از لب شيرين و منظور از خم ، دهان نوشين باشد . ) بيت 6 : سركشى : بلندبالائى سرو : درختى زيبا و رعنا ، به كنايه قامت دلدار اى سرو جويبار ! به قامت رعنايت نناز كه اگر دلدار مرا ببينى ، از خجالت سر به زير خواهى افكند . بيت 7 : ممالك : جمع مملكت ممالك خوبى : خوبى به ممالك تشبيه شده كه در اين بيت « شكوه سلطنت » معنى مىدهد . سزاوار است كه خورشيدوار ادعاى سلطنت بر زيبايان جهان داشته باشى ؛ چرا كه غلامانت همه ماهرويند و خودت سرآمد زيبايانى . ( خورشيد و ماه ، تناسب ) بيت 8 : قباى حسن . . . : قباى حسن‌فروشى فقط سزاوار تو است ، زيرا تمام حسن‌هاى گل در تو وجود دارد . بيت 9 : ز كنج . . . : در صومعه‌ى زاهدان ، گوهر عشق را نخواهى يافت . اگر طالب رسيدن به وادى محبتى ، از صومعه بيرون بيا .