تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠

غزل 446 [ صبا تو نكهت آن زلف مشك‌بو دارى ]

1 صبا تو نكهت آن زلف مشك‌بو دارى * به يادگار بمانى كه بوى او دارى
2 دلم كه گوهر اسرار حسن و عشق در اوست * توان به دست تو دادن گرش نكو دارى
3 در آن شمايل مطبوع هيچ نتوان گفت * جز اين قدر كه رقيبان تندخو دارى
4 نواى بلبلت اى گل كجا پسند افتد * كه گوش و هوش به مرغان هرزه‌گو دارى
5 به جرعهء تو سرم مست گشت نوشت باد * خود از كدام خم است اين كه در سبو دارى
6 به سركشى خود اى سرو جويبار مناز * كه گر به دو رسى از شرم سر فرودارى
7 دم از ممالك خوبى چو آفتاب زدن * تو را رسد كه غلامان ماهرو دارى
8 قباى حسن‌فروشى تو را برازد و بس * كه همچو گل همه آيين رنگ و بو دارى
9 ز كنج صومعه حافظ مجوى گوهر عشق * قدم برون نه اگر ميل جست‌وجو دارى