[ شرح ] غزل 424
بيت 1 : مونس قلب رميده : همدم دل عاشق
بيت 2 : پيراهن صبورى : صبر و شكيبايى به پيراهن تشبيه شده است .
بيت 3 : چشم بخت : نظر بخت
ان شاء اللّه كه از چشم بخت آسيبى نبينى ، يعنى بخت و طالع خودت تو را نظر نزند ، زيرا آن قدر زيبا شدهاى كه حتى بخت خودت به تو حسادت مىورزد . ( مبالغه )
بيت 4 : مفتى : حاكم شرع ، فتوادهنده ، فقيه معذور دارمت : عذرت را مىپذيرم .
اى فقيه ! مرا از عشقورزى به او منع مكن . به تو حق مىدهم كه مرا منع كنى ، زيرا تو زيبايى خيرهكنندهى او را نديدهاى .
گرش ببينى و دست از ترنج بشناسى * روا بود كه ملامت كنى زليخا را
بيت 5 : آن سرزنش . . . : حافظ ! مگر پا از گليم خود فراتر كشيدهاى كه دوست تو را ملامت مىكند ؟