تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 873

مساهمون:

ص٨٧٣

[ شرح ] غزل 422

بيت 1 : سلسله : زنجير سلسله‌ى زلف دراز : كنايه از گيسوان مجعد و بلند معشوق است . فرصت : مجال فرصتت باد : منظور تشكر است و آفرين و « خدا خيرت دهد » معنى مىدهد . كه ديوانه‌نواز آمده‌اى : كه براى نوازش من دل از دست داده‌اى ديوانه آمده‌اى . بيت 2 : ساعتى ناز مفرما : يك ساعتى عادت ناز و عشوه كردنت را كنار بگذار . پرسيدن ارباب نياز : احوال پرسى و دلجويى از نيازمندان بيت 3 : پيش بالاى تو ميرم : قربان قدت بشوم . چه براى جنگ و چه براى آشتى آمده باشى ، در هر دو صورت جانم را فداى قد و بالايت مىكنم كه واقعا لباس ناز بر پيكر زيبايت برازنده است . بيت 4 : لعل : سنگى سرخ‌فام به رنگ قرمز ، به كنايه لب گلگون معشوق لبان لعل‌گون تو سرخى آتش و زلالى آب را به هم آميخته‌اند ؛ چشم حسودان از لبان جادوگر تو دور باد كه چنين هنرى به خرج داده‌اند . بيت 5 : دل نرم‌دل : مهربان آفرين بر دل مهربانت كه به منظور دريافت پاداش از خدا براى نماز بر جنازه‌ى شهيد تيغ غمزه‌ات ، قدم‌رنجه كرده‌اى . بيت 6 : خلوتگه راز : منظور مكانى خلوت است كه شخص براى مناجات و راز و نياز با خدا به آنجا مىرود . اين گونه كه تو سرمست و زلف آشفته و طناز براى تاراج دلم به خلوتگه زهد و راز و نياز من تاخته‌اى ، ديگر زهدى برايم باقى نخواهى گذاشت ! بيت 7 : دگرت : بازهم تو را گفت : « حافظ ! بازهم لباس تو را آلوده به شراب مىبينم ، مگر از طايفه‌ى رياكاران گسسته‌اى و به جمع رندان پيوسته‌اى ؟