غزل 418 [ گر تيغ بارد در كوى آن ماه ]
1 گر تيغ بارد در كوى آن ماه * گردن نهاديم الحكم للّه
2 آيين تقوا ما نيز دانيم * ليكن چه چاره با بخت گمراه
3 ما شيخ و واعظ كمتر شناسيم * يا جام باده يا قصه كوتاه
4 من رند و عاشق در موسم گل * آنگاه توبه استغفر اللّه
5 مهر تو عكسى بر ما نيفكند * آيينه رويا آه از دلت آه
6 الصَّبر مَرّ وَ العمر فانٍ * يا لَيتَ شِعرِى حَتَّامَ لَقَاه
7 حافظ چه نالى گر وصل خواهى * خون بايدت خورد در گاهوبىگاه