[ شرح ] غزل 416
بيت 1 : خنك : مبارك معنبر : عنبرين ، معطرشمامه : بوى خوش پگاه : صبح زود .
آفرين بر نسيم خوشبويى كه صبحگاهان به خاطر تو وزيد .
بيت 2 : دليل : راهنما طاير : پرنده خجسته لقا : فرخنده صورت ، اشارهاى است به هدهد كه راهنماى مرغان براى ديدار سيمرغ شد .
اى پرندهى خجسته لقا ، اى هماى سعادت ! چشمانم از اشتياق ديدار خاك درگاه دوست غرق در اشك است . راهنماى من شو و مرا به آن آستان هدايت كن .
بيت 3 : شخص نزار : پيكر ضعيف هلال : ماه اوايل ماه كه مانند قوسى نازك و كمرنگ و نحيف در آسمان ديده مىشود . كنار افق : منظور شفق است كه خورشيد مانند گوى آتشينى در حال افول ديده مىشود .
بدن لاغر و ضعيف حافظ به هلال ماه و دل پرخونش به گوى آتشين شفق تشبيه شده است .
بيت 4 : زهى خجلت : جاى بسى شرمسارى است كه بىتو زندهام !
بيت 5 : شعار سياه : پردهى تاريكى شب .
باد صبا ، شيوهى مهرورزى را از دوستان مخلص تو كه حجاب تاريكى نفس را دريده و ترك ماسوى اللّه كردهاند ، پيروى كرد و در سپيده دم به پيكار سياهى شب رفت و جهان را به نور خورشيد روشن كرد .
بيت 6 : تربتم : خاك گورم
بيت 7 : بسم اللّه : اول بسم اللّه ، ضرب المثلى است به معنى « تازه ، آغاز كار است »
به اين زودى از من آزرده خاطر نشو . تازه ، شروع كار است و اين شروع ، مداوم است .