تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧

[ شرح ] غزل 399

بيت 1 : كرشمه : جلوه‌ى جمال ساحرى : جادوگرى غمزه : ناز رونق : شهرت ناموس : آبرو بشكن : از بين ببر سامرى « * » : جادوگر معروف زمان حضرت موسى ( ع ) بيت 2 : به باد دادن : نابود كردن دستار : عمامه ، سربند كلاه گوشه : گوشه و لبه‌ى كلاه براى اين كه همه عاشقان را از خود بىخود كنى و سر و سربندشان را به باد دهى ، كلاهت را قدرى كج كن تا زيباتر جلوه كنى ! بيت 3 : قلب ستمگرى شكستن : كنايه از ظلم نكردن است . به گيسوان مشكينت بگو كه دست از دلربايى بردارند و آن قدر دلبرى نكنند و به كرشمه‌ى چشمانت دستور بده كه دست از ستمگرى بردارند . بيت 4 : حور : حور العين ، زنان سياه چشم بهشتى پرى : به استعاره زنان زيبا ، موجود افسانه‌اى آشكار شو و گوى دلبرى را از خوب‌رويان بربا و بازار حور و پرى را بىرونق كن . بيت 5 : آهوان نظر : چشمان معشوق به دو آهو تشبيه شده و خورشيد به شير با دو چشم آهوصفتت آفتاب را مجذوب خود كن ( شير آفتاب را گرفتار آهوى چشمت كن ) و با كمان ابروانت قوس ستاره‌ى مشترى را در هم بكوب . بيت 6 : عنبر : ماده‌ى خوش‌بويى كه از شكم ماهى عنبر مىگيرند . سنبل : گلى زيبا و معطر هنگامى كه زلف سنبل با دميدن باد عطرافشانى مىكند ، تو با پريشان كردن گيسوان مشكين خود ، بوى خوش سنبل را بىارج و قدر كن . بيت 7 : عندليب : بلبل فصاحت : روانى كلام هنگامى كه بلبل با شيوايى و فصاحت به ميدان سخن مىآيد ، تو ( حافظ ) با سرودن غزل و سخنرانى درى بازار او را بىرونق كن . « * * »
هامش
* به زيرنويس غزل 128 نگاه كنيد . * * « درى » مخفف دربارى و زبان درى ، زبان فارسى كه بعد از زبان پهلوى در زمان سلطنت بهرام گور زبان رسمى ايرانيان شد و با اندك تغييراتى به صورت كنونى درآمد و چون اين زبان در دربار او آغاز شد ، به زبان درى كه همان فارسى امروزى است ، شهرت يافت .