تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥

[ شرح ] غزل 398

بيت 1 : ساغر : جام شراب تا وقتى كه از نعمت دنيا برخوردارى ، هم خودت استفاده كن و هم ديگران را بهره‌مند كن . بيت 2 : وسوسه : فريب اهريمن : شيطان بسى است : زياد است . سروش : هاتف غيبى ، جبريل گوش به پيغام سروش كن : كلام وحى را گوش كن ، وسوسه شيطان مشو . بيت 3 : برگ نوا : توشه‌ى عيش و شادى ، قدرت و نيروى جوانى تبه شد : از بين رفت . ساز طرب : وسيله‌ى خوشى چنگ : نوعى ساز دف : دايره زنگى خروش كن : فرياد كن . بيت 4 : تسبيح و . . . : پوشيدن لباس زاهدان و در دست گرفتن تسبيح ، سرمستى از باده را به تو نمىدهند . در اين راه بايد از پير ميكده و دليل راه كمك بخواهى . بيت 5 : پير شوى : جمله‌اى است دعايى به معنى « اميد است كه عمر دراز يا بى »
گفتى كه پير شوى اى پدر بيا * نفرين كه در لباس دعا كرده‌اى ببين
سخن سالمندان بر اساس تجربيات گذشته‌ى آنان است . اى جوان ! اميد است كه عمر دراز يا بى ، به نصيحت پيران توجه كن . بيت 6 : هوشمند : عاقل سلسله : زنجير دست عشق بر پاى عاقلان زنجير نمىنهد . اگر مىخواهى كه چنگ در زلف يار بزنى ، بايد ترك عقل كنى ؛ عاشقان را با عقل سر و كارى نيست . ( عقل و عشق ، تضاد )
شاه شوريده‌سران خوان من بىسامان را * چون كه در بىخردى از همه عالم پيشم
« حافظ » ( شوريده‌سران : عاشقان بىخردى : بىعقلى ) بيت 7 : نصيحت‌نيوش : نصيحت‌پذير
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 825 | شمس الدين حافظ