[ شرح ] غزل 381
بيت 1 : گرچه : اگر چه پادشاه : شهريار ملك صبح : صبح به كشور و سحرخيزان به پادشاهان تشبيه شدهاند .
اگر چه ما خدمتگزاران پادشاهيم ولى در عين حال ، خود ، پادشاهان ملك سحرخيزى و مناجات به درگاه پروردگاريم .
بيت 2 : گنج : منظور گنجينهى معرفت الهى است . كيسه تهى : مفلس و بىچيز و تهى دست - اگر چه تهىدستيم ولى گنج معرفت الهى را در دل داريم . قلب ما مانند جام جهاننماست ولى در فروتنى و تواضع ، خود را از خاك راه كمتر مىبينيم .
بيت 3 : هوشيار حضور : خداشناسى بحر توحيد : يكتاپرستى - خداشناسيم و از اين كه به اين مقام رسيدهايم ، مست غرور شدهايم . درياى يكتاپرستى هستيم ولى غرق در درياى گناهيم .
بيت 4 : شاهد : معشوق زيبا شاهد بخت : بخت به معشوق تشبيه شده است
هنگامى كه عروس بخت ( دلدار ) به جلوهگرى درآيد ، قلب ما « آينهدار » « * » چهرهى ماه او خواهد بود .
بيت 5 : شاه بيدار بخت : منظور « شاه منصور » « * * » شهريار وقت است . افسر و كله : تاج سلطنت
بيت 6 : گو غنيمت . . . : به شاه منصور بگوييد كه دوستى و همنشينى با ما را مغتنم شمارد . زيرا هنگامى كه او در خواب ناز است ، ما در ديدگاه به ديدبانى مشغوليم . . .
بيت 7 : واقف است : آگاه است . روى همت : اراده و تصميم
بيت 8 : فتح : پيروزى - . . . و هر وقت اراده كنيم ، لباس دشمنان را كفنشان مىكنيم و به دوستان لباس ( خلعت ) پيروزى مىدهيم .
بيت 9 : رنگ تزوير . . . : منافق نيستيم و در برابر دشمن مانند افعى گزنده مهلكيم و همچون شير دلير و بىباك .
بيت 10 : گوهيم : گواه و شاهد عينى هستيم .
( خطاب به شاه منصور ) ، دستور بده ، وامى را كه به من مديونى و در حضور شاهدان عينى اعتراف به بدهكارى كردهاى ، بپردازند .
هامش
* آينهدار : كسى كه آينه را در مقابل چهرهى بزرگان نگاه مىدارد تا چهره خود را در آن ببينند ، خادم .
* * « شاه منصور » آخرين پادشاه سلسلهى « آل مظفر » است كه دليرانه با « تيمور لنگ » جنگيد و به دست او كشته شد .