تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩

[ شرح ] غزل 380

بيت 1 : دل‌شده : دل از دست داده ، عاشق بارها گفته‌ام و باز تكرار مىكنم كه من دل‌شده طريق عشق را به اختيار خود طى نمىكنم . اين كشش معشوق است كه مرا به سوى خود مىكشد .
تا كه از جانب معشوقه نباشد كششى * كوشش عاشق بىچاره به جايى نرسد
بيت 2 : در پس . . . : مرا مانند طوطى در مقابل آينه نگه داشته‌اند و هر آنچه خواست استاد ازل است ، من بر زبان مىآورم . « * » بيت 3 : چمن‌آرا : زينت‌دهنده‌ى گلزار من چه گل و چه خار ، هر چه هستم ، دست پرورده‌ى باغبان آفرينشم . بيت 4 : دوستان عيب . . . : ياران ! من بىدل سرگشته را سرزنش نكنيد . چرا كه من گوهر عشق در دل دارم و به دنبال گوهرشناس مىگردم . بيت 5 : دلق ملمع : خرقه‌ى چند تكه‌اى كه هر تكه آن به يك رنگ است ، چند رنگ ، لباس پارسايان . گرچه با در تن داشتن دلق ملمّع ، نوشيدن شراب عيب است . تو بر من عيب مگير زيرا با آب مى ، رنگ ريا و تزوير را از آن پاك مىكنم . بيت 6 : مىسرايم : آواز مىخوانم و غزل مىسرايم . مىمويم : گريه مىكنم . غم و شادى عاشقان ، به سبب اتفاقات خوب يا بد نيست . اين حالات از محل ديگرى به طريق الهام بر قلب عاشق وارد مىشود و سبب مىگردد كه شب‌هنگام غزل‌خوان و شاد باشد ، صبحگاهان غمگين و گريان . بيت 7 : مبوى : بو مكن مشك ختن : ماده‌ى خوش‌بويى كه از ناف آهوى ختن مىگيرند ، « خاك در ميخانه » به « مشك ختن » تشبيه شده است .
هامش
* براى اين كه به طوطى سخن گفتن بياموزند ، يك آينه مقابل او قرار مىدهند و خود در پشت آن مخفى مىشوند و سخن مىگويند . طوطى تصوير خود را در آينه مىبيند ؛ گمان مىكند طوطى ديگرى سخن مىگويد و بنا بر غريزه از طوطى تصورى تقليد مىكند .