تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

[ شرح ] غزل 27

بيت 1 : دير مغان : عبادتگاه زرتشتيان قدح : جام شراب مىخواران : باده‌نوشان از نرگس مستش مست : نرگس مست گل نرگس سرحال . به استعاره ، چشم خمار دلدار . مىخواران با ديدن چشم مست دلدار ، مست و از خود بىخود شدند ! بيت 2 : نعل : قطعه آهنى هلالى شكل كه به سم ستوران مىزنند ، به‌منزله‌ى كفش ستوران است و از فرسودگى سم جلوگيرى مىكند . در اين مصراع نعل اسب دلدار به هلال ماه تشبيه شده است . سمند : اسب بالاى صنوبر : قد و قامت و بلندى صنوبر صنوبر : درختى كه به زيبايى قامت مشهور است . درخت صنوبر كه نماد زيبايى اندام است ، در برابر قامت رعناى دلدار ، احساس كوچكى مىكرد ! بيت 3 : آخر به چه گويم . . . : چگونه بگويم از خود خبر دارم ، در حالى كه بىخبر از خويشم ؟ وز بهر چه گويم . . . : چگونه بگويم كه به او به نظر ندارم ، در حالى كه نظر دارم و دل‌باخته‌ى او هستم . بيت 4 : شمع دل دمسازم . . . : وقتى كه به قصد رفتن برخاست ، دل‌افسرده شدم . دمساز : همدم و هم‌صحبت و همراز و افغان نظربازان . . . : وقتى كه در مجلس نشست ، حاضران فرياد شوق برآوردند . بيت 5 : غاليه : ماده خوش‌بويى كه از مخلوط كردن چند ماده‌ى معطر به دست مىآيد . وسمه : برگ نيل كه بانوان در آب خيس كنند و براى زيبايى به ابروان كشند . كمان‌كش : زبردست در تيراندازى با كمان عطر ، خوش غاليه از آن روست كه به گيسوى دلدار پيچيده شده و كمان‌كشى وسمه به سبب پيوستگى با ابروى دلدار است . بيت 6 : عمر شده : عمر از دست رفته تيرى كه بشد از شست : تير رهاشده از كمان . خطاب به دلدار : « برگرد كه عمر ازدست‌رفته‌ى من دوباره برگردد ، گرچه تير رهاشده از كمان برگشتنى نيست . » شست : كمان تيراندازى .