غزل 27 [ در دير مغان آمد يارم قدحى در دست ]
1 در دير مغان آمد يارم قدحى در دست * مست از مى و مىخواران از نرگس مستش مست
2 در نعل سمند او شكل مه نوپيدا * وز قد بلند او بالاى صنوبر پست
3 آخر به چه گويم هست از خود خبرم چون نيست * وز بهر چه گويم نيست با وى نظرم چون هست
4 شمع دل دمسازم بنشست چون او برخاست * و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
5 گر غاليه خوش بو شد در گيسوى او پيچيد * ور وسمه كمانكش گشت در ابروى او پيوست
6 بازآى كه بازآيد عمر شدهى حافظ * هر چند كه نايد باز تيرى كه بِشُد از شست