[ شرح ] غزل 369
بيت 1 : چشم يارى : انتظار كمك و مساعدت
بيت 2 : درخت دوستى : نهال محبت بر : ثمر ، بار ، ميوه حاليا : فعلا ، اكنون تخمى كاشتيم : نهال محبت را غرس كرديم .
در محبت پيش قدم شديم و تخم دوستى را كاشتيم ، معلوم نيست كه چه وقت ما از ميوهى اين نهال بهرهمند خواهيم شد .
بيت 3 : ماجرا : بحث و مجادله و گفتوگو
بحث و مجادله از آيين درويشى دور است ، در غير اين صورت ما با تو گفت و گوى زيادى داشتيم .
بيت 4 : شيوهى چشمت . . . : طرز نگاه و شيوهى چشمانت با خدعه و نيرنگ پنهانى قصد جنگ و جدال را داشت ، ما اشتباه كرديم و آن را صلح پنداشتيم .
بيت 5 : گلبن حسن : حسن به گلبن تشبيه شده است . دم همت : دعاى خير
تو خود به خود زيبا نشدهاى ، اين دعاى خير ماست كه تو را سرآمد زيبايان كرده است .
بيت 6 : نكتهها رفت : سخنهايى گفته شد .
سخنهاى زيادى حاكى از بىمحبتى تو شنيديم و شكايتى نكرديم و ادب و احترام در برابر تو را رعايت كرديم .
بيت 7 : محصل : مأمور دريافت ماليات و خراج ، تحصيلدار
محبوب گفت ؛ حافظ ! تو خودت دل به ما بستى و عاشق ما شدى . كسى مجبورت نكرد و مأمورى بالاى سرت نگذاشت كه تو را وادار به شيدايى كند . كسى نامه فدايت شوم برايت نفرستاد .