تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣

[ شرح ] غزل 368

بيت 1 : گشادى : گشايشى به ره دوست نشينيم : راه‌نشين و خاكسار راه دوست شويم و حاجت بخواهيم . بيت 2 : زاد راه : توشه‌ى راه مسافر حرم وصل : وصال به حرم و جايگاه مقدس تشبيه شده است . مگر : شايد زادى : زاد راهى - براى رسيدن به حرم وصل الهى زاد راهى نداريم . مگر رندان كريم النفس ميكده كمكى بكنند . بيت 3 : اشك آلوده : اشك از روى ريا به رسالت : به كنايه قاصد پاك‌نهاد : منظور اشك از سوز دل است .
دگر سوى مسجد نخواهم شدن * كه در اشك زاهد ريا ديده‌ام
گرچه سرشك ما بر چهره روان است ، ولى به علت آلودگى به ريا ، صلاحيت بردن پيام ما را براى دوست ندارد . بايد قاصدى صالح و بىريا پيدا كنيم كه اين قاصد پاك‌نهاد ، اشك از سوز دل است . بيت 4 : دادى : دادخواهى - اگر از ظلم و ستمت به دادخواهى برويم ، لذت غم عشقت بر ما حرام باد . بيت 5 : لوح بصر : صفحه چشم مداد : منظور مركب سياه است . جز مركب مردمك چشم ، هيچ مركب ديگرى نمىتواند نقطه‌ى مشكين‌خال تو را بر لوح بصر نقش كند ، مگر اين كه خال سياه تو را بر مردمك چشم بنشانم . خلاصه اين كه تو را در چشم جاى دهم .
شاه‌نشين چشم من تكيه‌گه خيال توست * جاى دعاست شاه من بىتو مباد جاى تو
« حافظ » بيت 6 : مزاد : زياد كردن بهاى كالا دلم در ازاى اشارت و عنايتى از لبان نوشين تو جان را تقديم كرد ، ولى لبت با خنده‌ى شكرينى گفت :
« جان كم است ، اضافه‌تر از جان بايد بدهى ! »
بيت 7 : سودازده : عاشقى كه كارش به جنون كشيده است . غاليه « * » : دارويى خوش‌بو سواد : رونوشت ، نسخه خط : سبزه‌ى عذارى كه غاليه‌گون است . از آن جايى كه درمان بيمارى جنون غاليه است ، ما هم براى درمان عشق به جنون كشيده‌ى خود از سبزه‌ى عذار عطرآگين تو نسخه‌اى مىخواهيم . بيت 8 : چون غمت . . . : خداوندا ! ما را با غم عشق محبوب شاد كن . بيت 9 : بر در مدرسه . . . : حافظ ! از مدرسه و درس و بحث چيزى حاصلت نمىشود . براى رسيدن به مقصود ، به آستانه‌ى ميكده متوسل شو تا نصيبى حاصل كنى .
هامش
* در طب سنتى قديم براى معالجه‌ى بيمارى « ماليخوليا » و « جنون » از گلاب و غاليه استفاده مىكرده‌اند و منظور از عطر در اين بيت ، همان « غاليه » است .