[ شرح ] غزل 363
بيت 1 : دردم : بيمارىام
بيت 2 : آن : كيفيتى ملكوتى ، لطيفهاى از جمال و كمال كه در فهم آيد و به وصف در نيايد . اين : زيبايى ظاهرى ، آن چه ديده مىشود و قابل وصف است مثل لب لعل و ابروى هلالى
اين كه مىگويند زيبايى باطن ( آن ) بهتر از جمال ظاهر است ، محبوب ما هم در ظاهر زيباست و هم در باطن . ( كلمه « اين » در مصراع اول و « اين » در مصراع دوم « جناس » )
بيت 3 : آن كاو : آن كسى كه به قصد خون ما : براى كشتن ما
بيت 4 : در پرده سخن گفتن : محرمانه حرف زدن به دستان : سرود ، افسانه
حرف محرمانهى مرا با سرود و آواز در همه جا خواهند گفت !
بيت 5 : چون سرآمد . . . : همانطورىكه سعادت ايام ديدار و وصال به پايان رسيد ، ايام فراق هم پايان خواهد يافت . « چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند »
بيت 6 : پيدا و پنهان : آشكار و محرمانه
هر دو جهان پيدا و ناپيدا ، محسوس و غير محسوس ، همه و همه يك پرتو از تجليات نور الهى است .
بيت 7 : گردون گردان : چرخ فلك
بيت 8 : يرغوى ديوان : رئيس قوه قضائيه ، قاضىالقضات
بيت 9 : محتسب : مأمور نهى از منكر آصف ملك سليمان : منظور وزير اعظم است .