[ شرح ] غزل 362
بيت 1 : ديدار شد . . . : از بخت و روزگار سپاسگزارم كه به وصال يارم رسيدم ، او را بوسيدم و در كنارش آرميدم . بيت 2 : زاهد برو . . . : زاهد ! بيهوده سخن مگو كه من به علت گناهكارى عقوبت خواهم شد . آن قدر به لطف و كرم دوست اميدوارم كه نه تنها عقوبت نخواهم شد ، بلكه از عنايت او نيز برخوردار خواهم شد . بيت 3 : لعل : سنگى سرخ رنگ خوش است : لذيذ است . - ما كسى را به علت نوشيدن باده و هم صحبتى با نوشين لبان سرزنش نمىكنيم . هم باده را خوب مىدانيم و هم مصاحبت با بتان لعل لب را .
بيت 4 : محتسب نماند : مأمور نهى از منكر رفت و ديگر وجود ندارد . ( شايد منظور مرگ امير مبارز الدين « محتسب » باشد . ) بت مىگسار : زيباى بادهنوش بيت 5 : مجموعه :
جنگ ، دفتر غزليات صراحى : تنگ گلو تنگ شراب . - غم خوردن و پريشان خاطر بودن ، دور از عقل است . دفتر غزليات و تنگ شراب را بردار و با ساقى سيمينبر به خوشى مشغول شو . بيت 6 : بر خاكيان . . . : تهماندهى جام شراب ساقى سيمينبر را بر خاك عاشقان در خاك خفته بريز كه خاك هم به رنگ لعل درآيد و هم مشكبيز شود .
بيت 7 : آن شد : گذشت آن زمانى كه چشم بد خصم : چشم محتسب نگران بودى از كمين : در مخفىگاه ما را زير نظر داشت . - با مرگ محتسب ديگر چشمان ما اشكبار نيست . بيت 8 : كاينات : تمام موجودات جهان ، مخلوقات به بوى تو : به خاطر عشق به تو - اكنون كه تمام مخلوقات تحت توجهات و عنايت تو زندهاند ، سايهء لطفت را از سر ما هم برنگير . بيت 9 : چون آبروى . . . : زيبايى و لطافت گل و گلزار همه در نتيجهى باران رحمت توست . اى ابر رحمت ! كرمت را از من هم دريغ مدار .
بيت 10 : انتصاف : به دادخواهى كسى رسيدگى كردن آصف جماقتدار : وزير پادشاه وقت بيت 11 : برهان ملك و دين : خواجه برهان الدين ، وزير يمين و يسار : بخشنده و توانگر ، طرف راست و چپ بيت 12 : انور : نورانى بيت 13 : گوى زمين ربوده . . . : در زمين و آسمان عدل بپاكرده است . بيت 14 : عزم سبك . . . : اسب تيزرو اراده تو ، زمين را به گردش درآورده و چهار فصل را ايجاد كرده است . بيت 15 : طور : هيئت از اصطلاحات نجومى ، علم ستارهشناسى دور : اصطلاحات نجومى ، به كنايه گردش افلاك .
تا زمانى كه فصلها مىآيند و مىروند و سالها نو مىشوند ، خلاصه تا ابد ان شاء اللّه
بيت 16 : خالى مباد . . . : جاه و جلال و عظمت وزير پايدار باشد و بزمگهش از حضور بزرگان و ساقيان سيمين بر خالى نباشد .