تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١

[ شرح ] غزل 357

بيت 1 : مغ : روحانى زرتشتى ، مغان جمع مغ خرابات مغان : ميكده‌ى زرتشتيان در دير مغان تجلى نور الهى را مىبينم . ببين چه نورى را از چه محلى مشاهده مىكنم ! عجيب است ؟ !
گر پير مغان مرشد ما شد چه تفاوت * در هيچ سرى نيست كه سرى ز خدا نيست
بيت 2 : جلوه بر من مفروش : خودنمايى مكن ملك الحاج : كاروان سالار حاجيان خانه خدا : صاحب خانه اى كاروان سالار حجاج ! خودنمايى مكن ؛ اگر تو به زيارت خانه خدا مىروى . اين را بدانكه تجلى نور الهى هميشه در چشم و قلب ما پرتوافكن است .
تجلىگه خود كرد خدا ديده‌ى ما را * بر اين ديده برآييد و ببينيد خدا را
« مولانا » بيت 3 : بتان : جمع بت ، زيبارويان نافه‌گشايى : گره گيسوى محبوبان به گره نافهء آهو تشبيه شده است . فكر دور : به ايهام ، انديشه محال مىخواهم چنگ در گيسوى مشكين دلبران زيبا بزنم و گره زلف پريشان آنان را باز كنم ، ولى اين آرزوى محالى بيش نيست و انديشه‌اى است خطا . بيت 5 : هر دم از . . . : هر لحظه از تجلى جمال تو ، جلوه‌اى تازه رهزن خيالم مىشود . به چه كسى بگويم كه در پرده‌ى عشق تو چه جلوه‌گرىهايى مشاهده مىكنم .
هر لحظه به شكلى بت عيار برآمد * دل برد و نهان شد
« مولانا » بيت 6 : مشك ختن « * » : ماده‌اى خوش‌بو كه از ناف آهوى مشك مىگيرند . نافه : ماده‌ى خوش‌بويى كه با شكافتن ناف آهو به دست مىآورند . بهترين آن در ناف آهوى چين است نسيم جان‌فزاى كوى دوست ، از رايحه‌ى مشك و نافهء آهو معطرتر است . بيت 7 : نظربازى : به صورت گل‌رخان نظر انداختن محبّان : دوستداران
هامش
* ختن و خطا و ختا : چين شمالى ( بر طبق تقسيم‌بندى جغرافيايى قديم )