تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤

غزل 349 [ دوش سوداى رخش گفتم ز سر بيرون كنم ]

1 دوش سوداى رخش گفتم ز سر بيرون كنم * گفت كو زنجير تا تدبير اين مجنون كنم
2 قامتش را سرو گفتم سر كشيد از من به خشم * دوستان از راست مىرنجد نگارم چون كنم
3 نكته ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار * عشوه‌اى فرماى تا من طبع را موزون كنم
4 زردرويى مىكشم زان طبع نازك بىگناه * ساقيا جامى بده تا چهره را گلگون كنم
5 اى نسيم منزل ليلى خدا را تا به كى * ربع را بر هم زنم اطلال را جيحون كنم
6 من كه ره بردم به گنج حسن بىپايان دوست * صد گداى همچو خود را بعد از اين قارون كنم
7 اى مه صاحب قران از بنده حافظ ياد كن * تا دعاى دولت آن حسن روز افزون كنم