تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣

[ شرح ] غزل 348

بيت 1 : ديده دريا كنم : با سيلاب اشك ، ديده‌ام را به دريا تبديل مىكنم . صبر به صحرا فكنم : به شكيبايى خاتمه مىدهم . با سيلاب اشك ، ديده را دريا مىكنم ، به شكيبايى خاتمه مىدهم و دل را در درياى چشم غوطه‌ور مىكنم . بيت 2 : از دل تنگ گنهكار : از دل غمگين به گناه آلوده از دل غمگين گناهكارم آهى آن چنان آتشين بركشم كه نه تنها گناهان دل را ، بلكه گناه كبيره‌ى نافرمانى آدم و حوا را نيز به آتش بكشد و بخشايش الهى شامل حال‌شان بشود . بيت 3 : خوش‌دلى : شادمانى بيت 4 : مه خورشيد كلاه : منظور بيان عظمت و زيبايى خيره‌كننده‌ى محبوب است . سر سودا زده : سرى كه عاشق شده است . اى محبوب زيباى والامقام ، بند قبايت را باز كن . براى رفتن عجله مكن تا سر سودا زده‌ام را مانند گيسوان بلندت در پايت نثار كنم . ضمنا توصيفى است از گيسوان بلند دلدار كه به پايش مىرسيده است . بيت 5 : خورده‌ام تير فلك : تير حادثه‌ى روزگار بر پيكرم خورده است عقده : گره ، گره زدن ، به منظور بىاستفاده كردن كمر تركش : كمر حمايل جوزا « * » : دو پيكر ، « جبار فلك » يا « تيرانداز فلك » تير اتفاقات و حوادث روزگار بر پيكرم خورده است . باده بده تا سرمست شوم و جسارت پيدا كنم و گره در كمر تركش تيرانداز فلك « جوزا » بيندازم و مانع تيراندازى او شوم . . . بيت 6 : تخت روان : چرخ فلك ، سپهر در حال گردش چنگ : سازى 46 سيمه گنبد مينا : آسمان نيلگون ( اين بيت ، ادامه‌ى بيت قبل است ) . . . با ريختن جام شراب به آسمان و نواى چنگ در فلك ، غوغايى در گنبد مينا بپاكنم ! بيت 7 : تكيه بر ايام : اعتماد به روزگار اعتماد به روزگار اشتباه است ، نبايد عشرت امروز را به فردا موكول كرد .
نداند به جز ذات پروردگار * كه فردا چه بازى كند روزگار
هامش
* به توضيح بيت 1 ، غزل 329 نگاه كنيد .