[ شرح ] غزل 344
بيت 1 : طلب « * » : طلب اولين مرحله از هفت مرحلهى سير و سلوك است ، اما در اينجا منظور طلب وصال دلدار است . نيك نام : خوش نام ، انسان فاضل و كامل
مدت مديدى است كه من در طلب وصال محبوب تلاش مىكنم و دست به دامن هر خوش نامى مىشوم كه با شفاعتش وصال را ميسر كند .
بيت 2 : ماه مهر افروز : ماهى كه به خورشيد نور مىدهد ، محبوب مرغى به دامى مىزنم : پرندهاى شكار مىكنم .
دور از محبوب ماه رخسارم در گذرگاهش دامى مىگسترانم و مرغى در آن دام قرار مىدهم « * * » ، به اميد اين كه روزى پرندهى مراد را به دام افكنم و به وصال محبوبم نايل آيم .
بيت 3 : اورنگ : نام جوانى كه عاشق « گلچهر » بوده گلچهر « * * * » : نام دخترى كه معشوق اورنگ بوده . داو تمام زدن : داروندار خود را در قمار باختن
از اورنگ و گلچهر اثرى باقى نمانده و از وفا و مهر هم خبرى نيست . اكنون تنها منم كه در قمار عشق ، هستىام را مىبازم و در عاشقى به حد كمال رسيدهام .
بيت 4 : تا بو كه : شايد كه سرو سهى : منظور معشوق بلندبالاست . گلبانگ عشق :
فرياد محبت و عاشقى خوش خرام : كسى كه با ناز و وقار راه مىرود ، به كنايه منظور معشوق زيباست . - به اميد اين كه از محبوبم خبرى به دست آورم ، براى هر زيباى خوشخرامى گلبانگ عاشقانه سر مىدهم .
بيت 5 : هر چند . . . : گرچه آن محبوب زيبا مراد مرا نمىدهد ، با اين حال ، من همواره چهرهى خيالى او را در آيينهى قلبم ترسيم مىكنم و به اميد وصالش مدام تفأل به خير مىكنم . بيت 6 : رنگين بر آرد قصه را : داستان عشقىام زيبا به پايان مىرسد ، عاقبت به خير است . - اطمينان دارم كه آه خونبار صبح و شام من سرانجام به نتيجهى نيك مىرسد و غمم پايان مىيابد و داستان عشقىام نتيجهى شيرينى خواهد داشت . « صبر تلخ است و ليكن بر شيرين دارد »
بيت 7 : تايب : توبهكار روحانيان : صاحب دلان ، « سودى » روحانيان را « دلبران زيبا » معنى كرده است .
هامش
* هفت مرحلهى تصوف از نظر شيخ عطار « طلب » ، « عشق » ، « معرفت » ، « استغنا » ، « توحيد » ، « حيرت » ، « فنا » هستند .
« طلب » اولين مرحله از هفت مرحلهى تصوف است و آن مرحلهاى است كه سالك به جست و جوى حقايق مىرود و در طلب پيدا كردن مرد كاملى است كه با اصول تصوف آشنا باشد و چون او را يافت ، به او تسليم شود و اوامر او را اطاعت كند و مريد او شود .
* * صيادان براى صيد مورد نظر ، پرندهاى به عنوان طعمه در دام مىگذارند .
* * * داستان عشقى « گلچهر و اورنگ » از افسانههاى قديمى است .