تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣

[ شرح ] غزل 343

بيت 1 : لاف مىزنم : در اينجا ، اعتراف مىكنم چاكر : نوكر ، ارادتمند كمترين : كوچك‌ترين بيش از چهل سال است كه من به ارادتمندى پير مغان معترفم . بيت 2 : يمن : ميمنت ، مباركى عاطفت : لطف ساغر : جام شراب بيت 3 : جاه : مقام و مرتبه مصطبه : سكو ، محلى بوده بلندتر از كف اطاق ، مخصوص نشستن بزرگ‌ترها از دولتى سر وارستگان پاكباز و مردان حق ، همواره در بهترين مكان ميخانه جاى داشتم . بيت 4 : ظن : گمان درباره‌ى من به سبب باده‌نوشى بدگمان مشو . گرچه لباسم به شراب آلوده است ، ولى در باطن منزه و پاكم . ظاهر در ملامت دارم و باطن در سلامت . بيت 5 : شهباز : شاهين ، پرنده‌ى شكارى ، باز شكارى كه همواره در شكارگاه همراه پادشاه بوده است . من مرغ تيزپرواز باغ بهشتم . اين چه وضعيت ناهنجارى است كه سبب شده در اين خاكدان ، پايبند تعلقات دنياى خاكى شوم و موطن اصلى خود را فراموش كنم ؟ ! بيت 6 : قفس : دنياى خاكى عذب : شيرين ، نغز لسان عذب چو سوسن : زبان شيرين سخنور مانند سوسن ، گل سوسن چون ده گلبرگ دارد ، به ده زبانى و پرگويى معروف است . دريغ است كه بلبلى خوش صدا مانند مرا در قفسى سوسن‌وار به خاموش بودن و بىآوايى وادار كنند . بيت 7 : سفله : فرومايه ، پست خيمه بركندن : نقل مكان كردن خيمه بركنم : كوچ كنم و از شيراز به مكان ديگرى بروم . بيت 8 : بزم : محفل شادى خواجه : جلال الدين توران شاه وزير شاه شجاع پرده از كار كشيدن : رسوا كردن بيت 9 : من يزيد : حراج ، خريدوفروش ، مزايده ولى در اين مصراع « شناخت » معنى شده است . من يزيد فضل : فضل و دانش‌شناسى مواهب : جمع موهبت ، بخشش از آن جايى كه توران شاه فضل‌شناس است ، خود را مديون محبت‌هاى او مىدانم .