تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١

[ شرح ] غزل 308

بيت 1 : خلد : بهشت لعل : سنگى است قيمتى به رنگ سرخ ، به كنايه لب زيبا سلسبيل : چشمه‌اى است در بهشت سبيل : قربان نداد اى محبوب زيبايى كه رخسارت چون بهشت و لبان گلگونت يادآور چشمه‌ى جان‌فزاى باغ بهشت است ! چشمه‌ى نوشين لبت ، جان و دل عاشقان را قربانى خود كرده است . بيت 2 : سبزپوشان خط : سبزه عذار ، موهاى نورسته در اطراف صورت نوجوانان موهاى نورسته در پشت لبت ، مانند مورانى هستند كه در اطراف چشمه‌ى بهشتى دهانت صف كشيده‌اند . بيت 3 : ناوك : تير ، به كنايه مژگان چشم قتيل : مقتول ، شهيد بيت 4 : آتش : در مصراع اول « آتش عشق » است و در مصراع دوم آتشى است كه به امر نمرود ، حضرت ابراهيم خليل را در آن انداختند ، اما آتش به مشيت الهى گلستان شد . بارالها ! آتش عشقى را كه بر جان من افروخته است ، همان گونه كه بر حضرت ابراهيم ( ع ) گلستان كردى ، سرد كن . بيت 5 : مجال : اجازه‌ى ورود جمالى بس جميل : زيبايى از حد بيرون اگر چه محبوب در اوج كمال و جمال غير قابل وصف است ، اما متأسفانه مرا اجازه ورود به بارگاهش نيست . بيت 6 : پاى لنگ : پاى چلاق نخيل : درخت خرما كه بسيار بلند است ، نخل دست ما كوتاه و . . . : مراد از ناتوانى براى دسترسى به معشوق است . بيت 7 : سرپنجه : قوت و قدرت بيت 8 : شهريار به سلامت و عزت باد !