[ شرح ] غزل 298
بيت 1 : مقام : جايگاه مى بىغش : باده صاف و خالص رفيق شفيق : دوست يكدل توفيق : خوشبختى
اگر به مكانى امن ، دوستى يكدل و يكرنگ و شرابى خالص دسترسى پيدا كنى ، به كمال خوشوقتى و سعادت دست يافتهاى .
بيت 2 : جهان و كار جهان . . . : جهان و هر چه در او هست پشيزى ارزش ندارد ، من هزاران بار به اين نكته پى بردهام .
بيت 3 : كيميا : مادهى موهومى كه قدما معتقد بودند ، مس را به طلا تبديل مىكند و بسيار گران قيمت ارزيابى شده است . كيمياى سعادت : سعادت به كيميا تشبيه شده است .
افسوس كه تا اين زمان نمىدانستم كه مايهى سعادتمندى و كيمياى خوشبختى دوست مشفق و يكدل است .
بيت 4 : مأمن : محل امن قاطعان طريق : راهزنان - حوادث ناگوار به قصد جان آدمى به كمين نشستهاند ، لذا به محل امنى برو و از فرصتهاى موجود استفاده كن .
بس سرنوشت خيره كه چون مار خوشهزار * بگشاده كام به اميد گام تو
« توللى »
بيت 5 : لعل : از سنگهاى قيمتى به رنگ سرخ لعل نگار : لبان لعلگون دلدار .
خنده جام : تلألؤ شراب در جام
توبهى من از بوسيدن لبان لعلگون دلدار و نوشيدن شراب گلگون ، تصورى است كه عقل آن را باور نمىكند .
« من و انكار شراب اين چه حكايت باشد ؟ »
بيت 6 : موى ميان : منظور باريكى كمر يار است كه از فرط ظرافت به نازكى مو تشبيه شده است . خيال دقيق : تصور ظريف - گرچه دسترسى به كمر باريك تو هرگز نصيب تيرهبختى مثل من نخواهد شد ، ولى به هر حال دلم را با اين آرزوى ظريف خوش مىدارم .
بيت 7 : حلاوت : شيرينى چه زنخدان : گودى زير چانه كنه : اصل و حقيقت
تا كنون هيچكس به ميزان شيرينى چاه زنخدان تو پى نبرده است كه شيرينى آن را حد و نهايت و معيارى نيست .
بيت 8 : عقيق : سنگى قيمتى به رنگ سرخ مانند لعل و ياقوت مهر خاتم لعل تو : لبان سرخ معشوق به مهر سرخ رنگ انگشترى تشبيه شده است . - در آرزوى لبان سرخفام تو ، آن قدر اشك ريختهام كه اشكم به خونابه تبديل شده است .
بيت 9 : به خنده گفت . . . : دلدار به خنده گفت كه « غلام قريحهى شاعرانه توام » ، ببين كه تا چه حد مرا نادان مىپندارد ، زيرا قريحهى من به آن حدى نيست كه او توصيف مىكند .