[ شرح ] غزل 297
بيت 1 : خامه : قلم - قلم قادر به بيان قصهء فراق نيست . اگر چنين نبود ، سرگذشت هجرانم را برايت شرح مىدادم .
بيت 2 : نيامد به سر : تمام نشد
افسوس كه عمرم به پايان رسيد ، ولى ايام فراق تمام نشد .
بيت 3 : گردون : فلك به راستان : به سالكان راه حق سوگند - سرم را كه ساييدن آن بر آسمان براى فلك افتخارى محسوب مىشد ، سوگند به سالكان راه حق كه آن سر را در آستان فراق تو بر خاك نهادم . منظور اين است كه در فراق تو خوار و ذليل شدم .
بيت 4 : هواى وصال : آرزوى وصال
من كه در اثر هجران تو بالوپرم ريخته و مفلوك و دلشكسته شدهام ، چگونه مىتوانم پروبال شكستهام را در آرزوى وصال باز كنم ؟
بيت 5 : بحر غم : غم به دريا تشبيه شده است . گرداب : ورطهى هولناك زورق :
قايق زورق صبرم : صبر به زورق تشبيه شده است . بادبان : شراع ، پردهى كشتى ( قايق ) بادبان فراق : فراق به بادبان تشبيه شده است .
بيت 6 : كشتى عمر : عمر به كشتى تشبيه شده است . موج شوق : شوق ديدار دلدار به موج تشبيه شده است . بحر بىكران فراق : فراق به بحر ناپيدا كرانه تشبيه شده است .
چيزى نمانده است كه زورق زندگى من از شوق ديدار تو در درياى بىكران جدايى غرق شود .
بيت 7 : خانومان : خانه و دودمان
بيت 8 : قرين و قران : دوست ، همنشين شكيب : صبر - به سپاه خيال يار دل خوش داشتيم و صبر پيشه كرديم و در عين حال ، همنشين آتش هجران و دمساز فراقيم .
بيت 9 : چگونه دعوى وصلت . . . : چگونه مىتوانم ادعا كنم كه با فدا كردن جان و دلم به وصالت خواهم رسيد ، زيرا جان در اختيار تقدير است و دل در گرو هجران تو . ديگر دل و دينى در اختيار ندارم .
بيت 10 : خوان : سفره دور از يار : داراى ايهام است ؛ « در دورى از يار » و « دور از جان يار » خوان فراق : فراق به سفره تشبيه شده است .
بيت 11 : چنبر عشق : زنجير عشق گردن صبرم : صبر به گردن تشبيه شده است .
اگر واقعا محبوب را دوست داشته باشى و قدر ايام وصال را بدانى و شكرگزار باشى ، هرگز به آتش هجران دچار نخواهى شد .