[ شرح ] غزل 279
بيت 1 : خوشا شيراز . . . : آفرين بر شيراز سبز و خرم و آباد و بىمانند . خداوندا ! اين شهر را از نابودى محافظت كن .
بيت 2 : ركنآباد : نام نهرى است در يك كيلومترى شمال شيراز كه آبى گوارا دارد .
صد لوحش اللّه : خداوندا پيوسته آن را آباد نگه دار . خضر : خضر نبى كه آبحيات نوشيد و عمر جاويد يافت . زلالش : آب گوارايش
آب چشمهى ركنآباد آن قدر گوارا است كه مانند چشمهى « آبحيات » است . هركس از آن آب بنوشد ، عمر جاويد مىيابد . خداوندا ! پيوسته آن را آباد و جارى نگه دار .
بيت 3 : جعفرآباد و مصلى : نام دو تفريحگاه در شيراز عبيرآميز : مشكبار و خوشبو شمال : در اينجا نسيم مفرح و خنك معنى مىدهد . ( نسيم شمال )
بيت 4 : فيض روح قدسى : كرم و شفقت روح القدسى
بيت 5 : قند مصرى : قند مصرى در قديم به شيرينى و خوبى مشهور بوده است .
شيرينان : دلبران نوشينلب انفعال : سرافكندگى و شرمسارى
هركس كه در شيراز از قند مصرى تعريف كرد ، در نزد دلبران شيرينلب و زيباى شيرازى شرمسار شد و او را به تمسخر گرفتند . منظور اين است كه لبان دلبران شيرازى از قند مصرى هم شيرينتر است .
بيت 6 : لولى شنگول : كولى زيباى شيرينروى و شيرين گفتار و سرمست و سرودخوان
بيت 8 : خدا را . . . : به خاطر خدا از خواب خوش خيال او بيدارم مكن
بيت 9 : چرا حافظ . . . : اى حافظ ! تو كه از ايام فراق بيم داشتى ، چرا قدر وصالش را ندانستى ؟ !