تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

[ شرح ] غزل 278

بيت 1 : شراب تلخ : منظور شرابى است كه گيرايى آن زياد باشد . بياسايم : آسوده شوم شر و شور : فتنه و آشوب - شرابى مردافكن مىخواهم كه از خود بىخودم كند ، بلكه لحظه‌اى از فتنه و آشوب روزگار آسوده خاطر شوم . بيت 2 : سماط : سفره‌ى غذا دون‌پرور : سفله‌نواز شهد آسايش : آسايش به شيرينى تشبيه شده است . مذاق حرص و آز : كام طمع ، منظور اين است كه از سفره‌ى روزگار دون‌پرور ، طمع لقمه‌اى گوارا نبايد داشت . بيت 3 : لعب : دلبرى و نوازندگى زهره « * » : ستاره‌ى « ناهيد » كه به « مطربه‌ى فلك » مشهور است . چنگى : نوازندهء چنگ ، رامشگر مريخ : ستاره‌ى « بهرام » كه به « جنگجوى فلك » شهرت دارد . - باده بنوش و بدانكه تو هرگز از مكر و حيله‌ى روزگار در امان نخواهى بود و رامشگرى زهره و سلحشورى مريخ ، هيچ‌يك نمىتواند تو را از فريب فلك و مكر آسمان در امان نگه دارد . « * * » بيت 4 : بهرام : يكى از پادشاهان ايران كه به شكار گورخر علاقه‌مند بوده و به همين سبب به « بهرام گور » معروف شد . جم : جمشيد شاه ، يكى از پادشاهان مقتدر ايران باستان كمندى را كه بهرام گور با آن گورخر شكار مىكرد ، به دور بينداز و جام شراب جمشيدى را به دست بگير و بنوش و خوش باش كه من تمام دشت گيتى را پيموده‌ام . نه از « بهرام گور » خبرى است و نه از گورش . ( « گورش » ، در اينجا نوعى ايهام است ، هم به معناى « قبر » و هم « گورخر » ) - منظور اين است كه آن قدر طمع مال‌اندوزى نداشته باش . بيت 5 : كج‌طبعان دل‌كور : كور باطنان نادان ، خشك مقدسان بيت 6 : منافى : مخالف سليمان : حضرت سليمان پيغمبر ، پسر حضرت داود ( ع ) ( سوره‌ى « نمل » قرآن كريم آيه‌ى 18 ) بيت 7 : كمان ابروى . . . : دلدار با حافظ بر سر لطف است ، اما بازوى ناتوان حافظ قدرت كشيدن كمان عشق را ندارد . ( ابروى دلدار به كمانى تشبيه شده كه كمان‌كشى توانا مىخواهد و چون در حافظ آن توان وجود ندارد ، به آن مىخندد . )
هامش
* منجمان براى هر ستاره نامى قايل‌اند ، بدين شرح : مشترى « قاضى فلك » ، زهره « مطربه و رقاصه‌ى فلك » ، جوزا « جبار فلك » ، عطارد « دبير فلك » و مريخ « جنگجوى فلك » و . . . * * خواجه در اين بيت بىاعتقادى خود را به احكام نجومى نشان مىدهد و با احتياط كامل از منجمان و منجم‌باشىها انتقاد مىكند و مىفرمايد ، هر رنج و راحتى را كه به شخص مىرسد ، خواست خداوند است به طالع و ستاره مربوط نيست .