تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩

[ شرح ] غزل 267

بيت 1 : صبا : باد صبا ، باد بهارى رود ارس : رودخانه‌ى مرزى شمال آذربايجان « * » وادى : رودخانه ، ساحل رودخانه مشكين : عطرآگين . بيت 2 : سلمى : نام زن زيبا طلعتى از ديار عرب ، مجازا به هر معشوق زيبا گفته مىشود ، مانند ليلى . بانگ جرس : منظور اين است كه در كوى معشوق قافله‌ى عاشقان بسيارند . اقامتگاه سلمى كه هر لحظه صدها سلام از ما بر او باشد ، پر است از صداى ساربانان و زنگ شترها . بيت 3 : محمل : كجاوه ، جايگاهى كه براى نشستن بر پشت شتر نهند . محمل جانان : جايگاه معشوق بر دوش شتر - اى باد صبا ! وقتى به دلدار رسيدى ، محمل او را ببوس و به او بگو كه در آتش هجرانش سوختم ، به فريادم برسد ! بيت 4 : ناصحان : پند دهندگان قول : ترانه رباب : يكى از آلات موسيقى شبيه به تار قول رباب : در اينجا « سخن بيهوده » معنى مىدهد . گوشمالى : تنبيه شدن من كه سخن نصيحت‌كنندگان خيرخواه را بيهوده مىدانستم و به آن توجه نمىكردم ، به فراق دلدار مبتلا شدم و اين تنبيه براى من سرمشق خوبى بود و سزاوار اين گوشمالى بودم . بيت 5 : عشرت شب‌گير . . . : به عيش شبانه بپرداز و شراب بنوش و بيمى به دل راه مده ، زيرا عياران شب‌گرد با رئيس نگهبانان ( مير عسس ) ، رابطه‌ى محرمانه دارند ، او نيز در عشق‌بازى شريك شب‌گردان است . بيت 6 : كار بازى : بازيچه - عشق‌بازى ، بازيچه نيست در اين راه بايد سر را فداى معشوق كرد ، عشق با هوس تفاوت دارد . بيت 7 : دل به رغبت . . . : دل با كمال ميل و طيب خاطر جان را فداى چشم مست دلدار مىكند ، چون عاشق است و مجنون . اگر هوشيار بود ، هرگز اختيار خويش را به دست كسى نمىسپرد . بيت 8 : كامرانى : خوش‌گذرانى تحسّر : حسرت مگس : زنبور عسل كه خواهان شكر است ولى پيدا نمىكند . بيت 9 : كلك : قلم ملتمس : التماس ، تمنا ، درخواست
هامش
* به عقيده‌ى آقاى « ذو النور » ، مؤلف كتاب « در جستجوى حافظ » ، هنگامى كه شاه شجاع ممدوح حافظ در تبريز بوده ، خواجه اين غزل را سروده است و برخى مىگويند عرض حالى است به خانقاه شيخ صفى در اردبيل .