[ شرح ] غزل 268
بيت 1 : گلعذارى : دلدار زيبايى زين چمن : منظور دنيا است . سرو روان :
محبوب بلندقامت در حال خراميدن
بيت 2 : همصحبتى اهل ريا : همنشينى اهل ريا دورم باد : هرگز اين چنين مباد گرانان : اشياى نفيس رطل گران : پيمانهى بزرگ
بيت 3 : قصر فردوس : بهشت
بيت 4 : جوى : جويبار
بيت 5 : نقد بازار جهان . . . : به ثروت دنيا و رنج و زحمتى كه براى تحصيل و حفظ آن بايد متحمل شد ، توجه كن . اگر اين تجارت كه جز ضرر و ناراحتى فكر حاصل ديگرى ندارد ، درس عبرتى براى شما نيست ، براى ما معاملهاى بىحاصل و زيانبخش به نظر مىرسد و از خير آن مىگذريم .
بيت 6 : زيادت طلبى : زيادهخواهى دولت صحبت آن مونس جان : افتخار همنشينى آن دلدار
بيت 7 : كون و مكان : دنيا و آخرت
بيت 8 : مشرب : آبشخور ، محل نوشيدن آب مشرب قسمت : « قسمت » به « مشرب » تشبيه شده است .
حافظ ! گله از نصيبهء الهى و تقدير از بىانصافى است ، داشتن قريحهى روان و سرودن غزلهاى دلچسب ، بهترين نعمتى است كه خداوند به تو داده است .