غزل 266 [ دلم رميدهى لولىوشى است شورانگيز ]
1 دلم رميدهى لولىوشى است شورانگيز * دروغوعده و قتال وضع و رنگآميز
2 فداى پيرهن چاك ماهرويان باد * هزار جامهى تقوا و خرقهى پرهيز
3 خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد * كه تا ز خال تو خاكم شود عبيرآميز
4 فرشته عشق نداند كه چيست اى ساقى * بخواه جام و گلابى به خاك آدم ريز
5 پياله بر كفنم بند تا سحرگه حشر * به مى ز دل ببرم هول روز رستاخيز
6 فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمى * كه جز ولاى توام نيست هيچ دستآويز
7 بيا كه هاتف ميخانه دوش با من گفت * كه در مقام رضا باش وز قضا مگريز
8 ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست * تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز