تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧

[ شرح ] غزل 261

بيت 1 : خسته : بيمار ، ناتوان توان : نيرو درآيد باز : دوباره به وجود آيد روان : روح ، جان بيت 2 : فرقت : هجران ، دورى چنان در بست : آن‌چنان كور كرد ، آن‌چنان چشمان مرا بست فتح باب : گشودن در ، گشايش فتح باب وصال : وصال به « فتح باب » تشبيه شده است . هجران تو چنان چشمان مرا به هم بردوخت و بست كه جز به وصال تو به هيچ طريق ديگرى گشوده نمىشود . ( بستن و گشودن « تضاد » ) بيت 3 : زنگ : زنگبار ، نام مملكتى در آفريقا كه مردم آن سياه پوست‌اند و در قديم به همه‌ى سياهپوستان زنگى مىگفته‌اند . سپه زنگ : لشكر سياه‌پوستان روم : آسياى صغير كه پايتخت آن شهر استامبول بوده و مردم آنجا همه سفيدپوست و به زيبايى مشهورند . ( زنگيان و روميان « تضاد » ) غم فراق تو مانند ظلمت سپاه سياه‌پوستان ملك دل مرا تسخير كرده است ، تنها با نور شادىبخش لشكر روم كه همان چهره‌ى زيباى توست ، از بين خواهد رفت . ( چهره‌ى زيباى معشوق به لشكر سفيدپوستان رومى تشبيه شده است . ) بيت 4 : به پيش آينه . . . : در آينه‌ى دلم به جز نقش خيال تو هيچ‌چيز ديگرى ديده نمىشود . در لوح دلم جز تو كسى خانه ندارد . بيت 5 : تو : تاو ، در اينجا با تلفظ مخصوص تو بر وزن « مو » و « جو » به معنى تب‌وتاب و بىتابى است . ( هنوز هم در بسيارى از روستاها و حتى شهرستان‌هاى ايران به « تب » مىگويند « تو » . ستاره‌شمارى در روز : گريه كردن ، اشك ريختن در طول روز از شدت ناراحتى و بىتابى اشك مىريزم تا ببينم شب از پرده‌ى غيب چه پديد مىآورد ، شايد كه ان شاء اللّه شب آبستن مراد من باشد كه همانا وصال توست . « ببين تا چه زايد شب آبستن است » بيت 6 : بلبل مطبوع . . . : قريحه‌ى بليغ و فصيح حافظ به بلبل تشبيه شده است . گلبن وصل . . . : وصال دلدار به « بوته‌ى گل » تشبيه شده است .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 547 | شمس الدين حافظ