[ شرح ] غزل 262 « * »
بيت 1 : خونين دلان : به ايهام ، مىخوران خونين جگر
چه كسى از حال خونيندلان ( ميگساران خمار ) با خبر است و كيست كه خونبهاى خم شراب را از فلك كينهتوز بازستاند ؟
بيت 2 : نرگس مست : گل نرگس سر حال و تر و تازه
در اين موقع اگر گل نرگس مست سر از خاك بيرون آرد ، بايد از مستى در مقابل خمارى چشم ميگساران احساس شرمندگى كند ، زيرا سزاوار نيست كه نرگس از زير خاك ، مست بيرون آيد و آدميان در روى زمين محروم از يك جرعه شراب باشند .
بيت 3 : فلاطون خمنشين شراب « * * » : شراب به افلاطون مقيم در خم تشبيه شده كه از راز حكمت با خبر است و مىتواند اسرار حقيقت و دانش را بيان كند .
بيت 4 : لاله : گلى بيابانى به رنگهاى مختلف كه در اينجا رنگ سرخ آن « شقايق » مد نظر است . « شقايق » لالهاى است مانند جام تهى از شراب كاسهگردان : گدايى
هر كسى براى يك جام شراب مانند شقايق به گدايى بپردازد و عزت نفس خود را از دست بدهد ، سزايش شرمسارى و سرخرويى است .
بيت 5 : نگشايد دلم . . . : اگر بوسهاى از لبش نصيبم نشود ، دلم مانند غنچه گرفته و بسته و غمگين خواهد بود .
بيت 6 : چنگ : نوعى ساز 46 سيمه كه با انگشت دست مىنوازند . در پرده گفت سخن : راز دل ما را فاش كرد . موى : منظور سيمهاى چنگ است . مويه : ناله و زارى تارهاى چنگ كه باعث افشاى راز دل عاشقان شده است .
سيمهاى چنگ را پاره كنيد تا ديگر نتواند با سوز و گداز ، اسرار عاشقان را فاش كند .
بيت 7 : بيت الحرام خم : به ايهام ، خم شراب به سر پوييدن : به شتاب رفتن ، طواف كردن
هامش
* گفته شده است اين غزل هنگامى سروده شده كه به امر « امير مبارز الدين » اولين سلطان آل مظفر فارس ، تمام خمهاى شراب را شكستند و خُمخانهها را خراب كردند .« در ميخانه ببستند خدا را مپسند * كه در خانهى تزوير و ريا بگشايند ! »* * منظور حافظ از « فلاطون خمنشين » ، « ديو جانس » فيلسوف و حكيم يونانى است كه در كمال عقل ، بهلولوار به آداب و سنن روزگار پشت پا زده و در خمرهاى مسكن گزيده بود . براى اطلاع بيشتر به « شرح سودى » مراجعه شود .