[ شرح ] غزل 256
بيت 1 : ناصح : نصيحتكننده مشفق : مهربان بيت 2 : تمتع : بهره و نصيب تمتعى بردار : بهره ببر مكر عالم پير : حيلهى روزگار فرتوت
بيت 3 : نعيم هر دو جهان : نعمتهاى دو جهان باقى و فانى به جوى : به يك جو ارزش ندارد . - نعمتهاى هر دو جهان در نزد عاشقان ذات پروردگار ، به اندازه يك جو ارزش ندارد . چرا كه اين نعمتها در مقايسه با عشق گران قدر الهى ، متاعى بسيار ناچيز و بىارزش است .
بيت 4 : معاشرى خوش : هم صحبتى خوب رود : نوعى ساز رودى بساز : رودى كه خوب كوك شده باشد . بم : صداى درشت ساز زير : صداى باريك و نازك ساز ( اين دو كلمه از اصطلاحات موسيقى است ) بيت 5 : بر آن سرم : تصميم دارم
بيت 6 : قسمت ازلى : سرنوشت روز نخست خرده مگير : عيب مگير ، اعتراض مكن
بيت 7 : چو لاله . . . : اى ساقى ! شراب و مشكى در جامم بريز كه همچون گل لاله ( شقايق ) سرخ و مانند مشك ، معطر باشد تا به ياد خال مشكين دلدارم كه هيچگاه از آينهى دلم محو نمىگردد ، آن را بنوشم .
بيت 8 : درّ خوشاب : مرواريد خوش رنگ ، منظور شراب صاف و ارغوانى است .
كرم آصفى : بخشش و محبت خداوندى « * »
بيت 9 : نمىكند تقصير : كوتاهى نمىكند ، نمىگذارد
هر چه مىخواهم شرابخوارى را ترك كنم ، ناز و كرشمهى ساقى نمىگذارد . آن قدر عشوه مىكند تا مرا به شكستن توبه وادارد .
بيت 10 : مى دوساله : شراب كهنه محبوب چهاردهساله : معشوق نوجوان
بيت 11 : دل رميده : دل فرارى از دست رفته دل رميدهى ما را كه پيش مىگيرد :
چه كسى دل از سينه رميدهى فرارى ما را شكار مىكند .
به من مجنون دل از دست دادهى گرفتار در محنت زنجير عشق بگوييد ، چه كسى در سر راه دل فراريم قرار گرفته و او را اسير دام كمند گيسوى خود كرده است ؟ !
بيت 12 : حديث توبه . . . : حافظ ، در اين بزم ، سخن از توبه به ميان مياور كه ساقيان زيبارو با كمان ابرو تيربارانت خواهند كرد .
هامش
* بعضى مراد از « آصف » در اين بيت را « خواجه جلال الدين تورانشاه » ، وزير « شاه شجاع » مىدانند كه تناسبى با ابيات غزل ندارد .