[ شرح ] غزل 245
بيت 1 : الا : حرف خطاب طوطى گوياى اسرار : منظور قلم شيواى حافظ است .
شكر : منظور اشعار و غزليات دلانگيز حافظ است . منقار : منظور نوك قلم است .
هان اى قلم شيوا و اسرارگو ! اميد است كه پيوسته اشعار دلانگيز و شيرين چون شكرت از نوك قلم تو بر صفحهى كاغذ روان گردد .
بيت 2 : سرت سبز . . . : خوش بيان و برقرار باشى كه تصوير بديعى از جمال يار ارائه كردى .
بيت 3 : سخن سربسته : سخن پيچيده پرمعنى ، رمز خدا را زين . . . : تو را به خدا سوگند ، به خاطر خدا از اين معما پرده بردار و آشكارتر سخن بگو .
بيت 4 : از ساغر گلابى : شراب در داخل جام به گلاب تشبيه شده است .
خوابآلودهايم : در خواب غفلتيم اى بخت بيدار : اى خوشبخت ، سعادتمند - همان گونه كه با پاشيدن آب به صورت شخص خوابآلود او را بيدار مىكنند ، تو هم اى خوشبخت ما را كه در خواب غفلتيم ، با جرعهاى از گلاب شراب هوشيار كن . ( تشبيه شراب به گلاب )
بيت 5 : چه ره بود ؟ . . . : اين چه آهنگى بود كه مطرب نواخت كه مستان و هوشياران را به رقص واداشت ؟
بيت 6 : افيون : ترياك ، مخدر ، براى اين كه شراب گيرايى بيشترى پيدا كند و تأثير بيشترى داشته باشد ، كمى ترياك به آن اضافه مىكردهاند . حريفان : منظور بادهنوشان و همپيالگان است دستار : كلاه ، عمامه ، سربند
اين چه افيونى بود كه ساقى در شراب ريخت و مىخواران را آن قدر مست كرد كه سر را از كلاه تشخيص نمىدهند ، سر از پا نمىشناسند .
بيت 7 : سكندر : اسكندر مقدونى ، خونخوارى كه از مقدونيه به ايران حمله كرد و « دارا » آخرين پادشاه سلسله هخامنشى را كشت و تخت جمشيد را به اغواى معشوقهاش « تائيس » به آتش كشيد آبى : آبحيات « * » بيت 8 : اهل درد : عاشقان
بيت 9 : بت چينى : نماد زيبايى ، معشوق بسيار زيبا
بيت 10 : مستوران : منظور كسانى است كه شراب نمىخورند و آن را حرام مىدانند .
( پاكدامنان ) - گفتن اسرار مستى را به مستوران ، مانند آن است كه با عكس روى ديوار ، سخن از جان و روان به ميان آوريم كه هر دو ، كارى عبث و بىفايده است .
بيت 11 : يمن دولت : مباركى بخت منصور شاهى : شاه منصور
بيت 12 : خداوندى : محبت و بزرگوارى
هامش
* به زيرنويس غزل 39 نگاه كنيد .