تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣

[ شرح ] غزل 244

بيت 1 : معاشران : دوستان قصه : قصه به معنى زلف است كه گاه بلند ، آشفته « * » و ريزان است و گاه به وسيله‌ى قيطان يا سنجاق يا گرهى به صورت يك دسته مجتمع مىشود . دوستان با باز كردن گره از زلف يار و پيوند گيسوان دراز و سياه او با سياهى ظلمت شب ، اين شب خوش را طولانى كنيد . بيت 2 : خلوت انس : جمع دوستان يكدل و يكرنگ و ان يكاد : آيه‌ى 50 از سوره‌ى « قلم » در قرآن كريم كه آن را براى جلوگيرى از چشم زخم مىخوانند . در فراز كنيد : در اتاق را ببنديد .
قمارخانه دل را هميشه در باز است * نكرد هيچ‌كس اين در به روى خلق فراز
بيت 3 : رباب : يكى از آلات موسيقى قديمى دو سيمه كه با آرشه نواخته مىشود . چنگ : سازى 46 سيمه كه با انگشت دست نواخته مىشود . گوش هوش : توجه دقيق اهل راز : صاحب دلان ، واقفان به اسرار الهى نواى موسيقى ( رباب و چنگ ) ، بازگوكننده‌ى نداى باطنى صاحب دلان و واقفان اسرار الهى است . به اين پيام ( موسيقى ) با دقت گوش فرادهيد . بيت 4 : غم پرده بر شما ندرد : غم بر شما غلبه نخواهد كرد . كارساز : پروردگار اگر به خداوند توكل كنيد ، هيچ‌گاه غم بر شما پيروز نخواهد شد . بيت 5 : ميان عاشق و . . . : در مقابل غرور و ناز و استغناى دلدار ، شما بر عجز و تمناى خود بيفزاييد . بيت 6 : پير : مرشد ، راهنما احتراز : دورى بيت 7 : حلقه : منظور جهان هستى است . فتوى : حكم ، دستورى كه حتما بايد اجرا شود . بر او نماز كنيد : منظور اين است كه با وجود زنده بودن ، بر او نماز ميّت بخوانيد كه او مرده‌اى بيش نيست ! بيت 8 : انعام : احسان
هامش
* كل خصلة من الشعر قصّة « ابن اثير » قصهء زلف و كاكل است كه گاه بلند و ريزان است و گاه به وسيله‌ى قيطان يا سنجاق به صورت ، يك دسته درآيد . « دكتر محجوب . ( ماهنامه‌ى كلك ، اسفند 1373 ، شماره‌ى 60 ، ص 281 )