[ شرح ] غزل 13
بيت 1 : كله : چتر ، خيمه سحاب : ابر الصبوح الصبوح : شراب صبحگاهى يا اصحاب : اى دوستان
بيت 2 : ژاله : شبنم لاله : گلى صحرايى با رنگهاى گوناگون المدام : شراب
اى دوستان ! بهترين موقع براى نوشيدن شراب اكنون است كه شبنم بر روى برگهاى لطيف لاله در حال چكيدن است .
بيت 4 : زمرد : سنگى قيمتى به رنگ سبز خوشرنگ تخت زمرد : بوتههاى گل در چمن به تخت زمرد تشبيه شدهاند . راح : شراب لعل : از سنگهاى قيمتى به رنگ سرخ ، به كنايه شراب سرخ به رنگ آتش
بيت 5 : دگر : دوباره افتتح : باز كن يا مفتح الابواب : اى گشايندهى درهاى بسته
بيت 6 : لب و دندانت . . . : جان و سينهى كباب من نمكپروردهى لب و دهان توست .
( خواجه در اين بيت نوعى تشكر عناديه يا به اصطلاح عامه گله مىكند و به معشوق مىگويد تو به جاى مرهم بوسه و سخن شيرين بر سينهى كبابم نمك پاشيدى و دل ريشم را پرسوزتر كردى . )
تو كه مرهم نئى بر قلب ريشم * نمكپاش دل زارم چرايى
« بابا طاهر »
بيت 7 : اين چنين . . . : در بهار دلانگيزى اين چنين ، بعيد است كه در ميكدهها را ببندند .
در ميخانه ببستند خدايا مپسند * كه در خانهى تزوير و ريا بگشايند
« حافظ »