تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥

[ شرح ] غزل 235

بيت 1 : زهى : چه خوب است ، خوشا خجسته : مباركى غمگسار : غم‌خوار چه خوب است آن لحظه‌ى خجسته‌اى كه دلدار بيايد و غمخوار غم‌زدگان شود . بيت 2 : خيل سپاه : لشكريان سوار بر اسب ابلق : اسب سياه و سفيد ابلق چشم : سفيدى چشم و سياهى مردمك چشم به اسب ابلق تشبيه شده است . اسب ابلق چشمم را به استقبال لشكر خيال او روانه كردم ، به اين اميد كه آن يكه‌سوار ميدان زيبايى بر آن سوار شود و به طرف من براند ، يعنى اميدوار بودم كه دلدار قدم بر چشم من بگذارد و به سوى من بيايد . بيت 3 : چوگان : ميله‌ى سركج گوىزنى در بازى چوگان . اگر سر من مانند گوى در خم چوگان دلدار نرود ، ديگر از سر سختى نخواهم گفت .
سر كه نه در راه عزيزان بود * بار گرانى است كشيدن به دوش
بيت 4 : مقيم : ثابت قدم گرد : غبار بدان هوس : به آن اميد بيت 5 : قرارى : تعلق خاطرى قرار : آرامش دلى كه گرفتار عشق او شد ديگر روى آرامش به خود نخواهد ديد . بيت 6 : دى : منظور زمستان است به بوى : به اميد بلبلان به اميد رسيدن بهار ، متحمل رنج‌هاى گران زمستان شدند . بيت 7 : نقش‌بند قضا : تقديرساز اميدوارم كه تقديرگر عالم ، يعنى پروردگار ، دلدار مرا به من بازرساند .