تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩

[ شرح ] غزل 227

بيت 1 : واعظ : نصيحت‌گو در امور مذهبى ريا و سالوس : فريب‌كارى ريا ورزد : ريا كند اگر چه واعظ شهر اين سخن را نمىپذيرد ، اما بايد بداند تا زمانى كه اعمال و عباداتش با ريا توأم باشد ، مسلمان واقعى نيست ، زيرا رياكارى خود نوعى شرك و كفر است . چون او براى فريب خلق به عبادت مىپردازد ، نه رضايت خالق . بيت 2 : رندى : وارستگى ، يكرنگى و جوانمردى جوانمردى كن و از فضايل انسانى برخوردار باش و گرنه شراب ننوشيدن و از خصايل و كمالات آدميت بىبهره بودن ، هنرى است كه از عهده‌ى هر حيوانى برمىآيد . بيت 3 : گوهر : جوهر ، طينت ، سرشت لؤلؤ : مرواريد ، مرجان بيت 4 « * » : اسم اعظم : نام مهين خداوند تلبيس و حيل : ريا و نيرنگ
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم * ملك آنِ توست و خاتم فرماى هر چه خواهى
« حافظ » بيت 5 : عشق مىورزم : هنر و فن عشق را پيشه كرده‌ام . در اين بيت ، حافظ عشق ورزيدن را نوعى هنر بيان مىكند . بيت 7 : همّت عالى : اراده‌ى قوى
هامش
* در ديوان دانشمند فقيد سيد عبد الرحيم خلخالى كه نزديك‌ترين نسخه به زمان حافظ است ، به جاى « مسلمان » در مصراع دوم ، « سليمان » آمده كه صحيح‌تر است و اشاره‌اى است به داستان گم شدن انگشترى حضرت سليمان ( ع ) كه به اسم اعظم مزين بوده و مدتى به دست ديوى افتاد ( ص 117 ) . نگاه كنيد به زيرنويس غزل 390 و همچنين ديوان آقاى دكتر محمود هومن صفحه 260 . در اين بيت « مسلمان نشود » و « سليمان نشود » در ميان حافظپژوهان محل مناقشه است . و بر درست بودن هريك از اين دو صورت ، گروهى اصرار مىورزند . با توجه به شهرت حديث شريف نبوى « . . . أسلم شيطانى على يدى » و نيز سابقه‌ى كاربرد اين مضمون در ميان آثار شاعران از جمله :از اسلم شيطانى شد نفس تو ربانى * ابليس مسلمان شد ، تا باد چنين بادا« مولانا »آن ديو را كه در تن و جان من است * بارى به تيغ عقل ، مسلمان كنم« ناصر خسرو »