تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥

[ شرح ] غزل 180

بيت 1 : پسته : به استعاره دهان خندان و تنگ حديث قند : داستان شيرينى قند مشتاقم : آرزومندم از براى خدا : تو را به خدا سوگند يك شكر بخند : تبسم شيرينى بكن - اى محبوبى كه دهان تنگ و نوشين تو از قند شيرين‌تر است ، مشتاق خنده‌ى توام . به خاطر خدا با تبسم شيرينت مرا خوشحال كن . بيت 2 : طوبى : نام درختى در بهشت كه نماد زيبايى درختان است . نيارد كه دم زند . . . : طوبى جرأت آن را ندارد كه در مقابل قامت دلجوى تو خودنمايى كند . از اين سخن چشم مىپوشم ، زيرا سخن در مقايسه‌ى زيبايى تو با درخت بهشتى به درازا خواهد كشيد . بيت 3 : رود خون : نهر خون ، جويبار اشك خونين رود كسان : پسر مردم اگر مىخواهى كه از چشمانت سيلاب خون جارى نشود ، دل به مهر پسر مردم مبند . ( « رود » در مصراع اول و « رود » در مصراع دوم ، جناس ) بيت 4 : گر جلوه مىنمايى . . . « * » : اگر زهد خود را به رخ ما مىكشى و اگر ما را به علت باده‌نوشى سرزنش مىكنى ، در هر حال ما به تو اى شيخ ! به سبب خودپسندى و رياكارىات اعتقاد نداريم . بيت 5 : كمند : به استعاره ، گيسوان بلند و خم اندر خم دلدار بيت 6 : بازار شوق : بازار اشتياق و آرزومندى ديدار يار آن سروقد : به استعاره ، معشوق بلندقامت سپند : دانه‌هاى ريز و سياهى كه به اسفند يا اسپند مشهور است . آن دلدار بلندقامت كجاست تا جانم را سپندوار بر آتش رخسار او بسوزانم . بيت 7 : شكر خنده : تبسم موقعى كه دلدار ما با تبسم شكرين و عاشق‌كش خود جلوه‌گرى مىكند ، اى پسته ! تو را آن حد نيست كه خنده بر لب آورى ، پس به خاطر خدا به خودت نخند ! خودت را مسخره نكن ! ( پسته خندان ، پسته‌اى كه دهان آن باز باشد ، به كنايه دهان معشوق ) بيت 8 : خوارزم و خجند : نام دو شهر در تركستان در كنار رود سيحون كه زنان زيباى آن دو شهر مشهور بوده‌اند . حافظ ! اكنون كه نمىتوانى عشق دلبران زيباى ترك را از دل بيرون كنى ، بهتر است در خوارزم يا خجند رحل اقامت گزينى .
هامش
* در نسخه‌ى خطى آقاى خان ملك ساسانى به جاى « جلوه » ، « طيره » به معناى غضبناك آمده است .