[ شرح ] غزل 157
بيت 1 : خط سبزهى : سبزه عذار ، موهاى نورستهء اطراف صورت جوانان
نه خط به روى تو كين مير كشور زنگ است * كشيده لشكر و با شاه روم در جنگ است
« صغير اصفهانى »
سر سودا باشد : قصد عشقبازى داشته باشد دايره : گردى محاسن در صورت دلدار به دايرهى عشق تشبيه شده است . تا باشد : تا جان در بدن دارد
هر كسى كه از لذت عشقورزى با تو بهرهمند شود ، تا آخر عمر در عشق به تو ثابت قدم خواهد ماند .
بيت 2 : خاك لحد : خاك گور لاله : گلى صحرايى به رنگهاى مختلف كه در اين بيت رنگ سرخ آن ( شقايق ) مد نظر است . لاله داراى شش گلبرگ است و در انتهاى هر گلبرگ آن لكهى سياهى وجود دارد كه به داغ لاله مشهور است . داغ سوداى تو : داغ عشق تو سرّ : راز سويدا : نقطهى سياه مركز دل
هنگامى كه بسان لالهى داغدار خونيندل ( شقايق ) از خاك گور سر برآورم ، داغ عشق تو را همچنان در نهانخانهء قلبم محفوظ خواهم داشت . منظور اين است كه پس از مرگ هم عشق تو از دلم بيرون نمىرود .
ندارم دستت از دامن به جز در خاك آن دم هم * كه بر خاكم روان گردى بگيرد دامنت گردم
بيت 3 : گوهر يكدانه : درّ ، به كنايه محبوب ديدهى مردم همه دريا باشد : سيل سرشك عاشقان به دريا تشبيه شده است .
بيت 4 : از بن هر مژهام . . . : از نوك تكتك مژههاى چشمم سيل سرشك روان است ، اگر مايل به نشستن كنار نهر آب و سير و تماشا دارى ، بيا و جويبار اشك چشم مرا تماشا كن !
بيت 5 : چون گل و مى . . . : مانند گل از پردهى غنچه و چون شراب از حجاب خم بيرون بيا و بزم ما را روشن كن كه معلوم نيست بار ديگر يكديگر را ببينيم .
بيت 6 : ظّل ممدود : سايهء گسترده قرار دل شيدا : آرامش دل عاشق
خدا سايهء تو را از سر من كم نكند و لطف و عنايتت همواره شامل حالم باشد كه آرامش دل ديوانهام فقط در پناه سايهء محبت تو ميسر است .
بيت 7 : سرگرانى : بىلطفى ، بىتوجهى نرگس : گل زيبا ، به استعاره چشم مست دلدار
بىاعتنايى چشم مست تو به حافظ ، امرى است عادى . چرا كه ، بىتوجهى و بىعنايتى صفت نرگس زيبا ( چشم فتان ) است . اگر غير از اين بود عجيب بود .