غزل 135 [ چو باد عزم سر كوى يار خواهم كرد ]
1 چو باد عزم سر كوى يار خواهم كرد * نفس به بوى خوشش مشكبار خواهم كرد
2 به هرزه بىمى و معشوق عمر مىگذرد * بطالتم بس از امروز كار خواهم كرد
3 هر آبروى كه اندوختم ز دانش و دين * نثار خاك ره آن نگار خواهم كرد
4 چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن * كه عمر در سر اين كار و بار خواهم كرد
5 به ياد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت * بناى عهد قديم استوار خواهم كرد
6 صبا كجاست كه اين جان خون گرفته چو گل * فداى نكهت گيسوى يار خواهم كرد
7 نفاق و زرق نبخشد صفاى دل حافظ * طريق رندى و عشق اختيار خواهم كرد