تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

[ شرح ] غزل 133

بيت 1 : نهاد دام : دام گسترد ، تله گذاشت حقه : جعبه‌ى وسايل شعبده‌بازى بنياد كرد : آغاز كرد بيت 2 : بيضه در كلاه شكستن : رسوا كردن اهل راز : سالكان ، پارسايان خلوت‌نشين نيرنگ روزگار ، صوفى را رسوا خواهد كرد ، زيرا كه او با صاحب‌دلان عارف به شعبده‌بازى پرداخته است . بيت 3 : شاهد رعناى صوفيان : زيباى سرو قامت بزم صوفيان اى ساقى پرىچهر سيمين بر ! بيا قد برافراز و جلوه‌گرى كن و بازار دلبر زيباى صوفيان را كه براى خودنمايى قد برافراشته است ، بىرونق كن . بيت 4 : عراق و حجاز : به ايهام دو لحن از الحان موسيقى ايرانىاند ، دو دستگاه از موسيقى ، « عراق » آهنگ شاد است و « حجاز » نواى غمگين . - اين مطرب چه هنرمند است كه ابتدا با نواختن آهنگ شاد عراق ما را شادمان و بلافاصله با نواختن نواى غم‌انگيز حجاز ما را غمگين كرد . بيت 5 : آستين كوته : منظور لباس ( خرقه ) صوفيان حقه‌باز است كه مانند عباى زاهدان آستين كوتاه داشته است . دست دراز : دست تجاوزگر صوفيان اى دل ! بيا تا از دست تجاوزگر اين كوته‌آستينان ( صوفيان ) ، به خدا پناه ببريم .
به زير دلق ملمع چه فتنه‌ها دارند * دراز دستى اين كوته‌آستينان بين
بيت 6 : صنعت مكن : رياكارى مكن هر كه محبت نه راست باخت : هركس كه به دروغ از عشق دم زند فراز كرد : مسدود كرد ، بست - رياكارى مكن و به دروغ از عشق دم مزن ، چرا كه هركس عاشق صادق و پاك‌باز نباشد او را به سراى حقيقت و عالم معنا ( پيشگاه معشوق ازلى ) راه نيست . بيت 7 : فردا : روز رستاخيز مجاز : رياكارانه - فرداى قيامت كه حقيقت و راستى « معشوق ازلى » به داورى مىنشيند ، شرمنده سالكى كه اعمال او آلوده به ريا باشد . بيت 8 : خراميدن : با ناز و غرور راه رفتن غره مشو : مغرور مشو ، فريب مخور بيت 8 : گربه عابد نماز كرد : شاه شجاع در سفرى به كرمان با عماد فقيه كرمانى آشنا شد و به او ارادت ورزيد ، زيرا عماد گربه‌اى تربيت كرده بود كه به هنگام نماز به او اقتدا مىكرد و ركوع و سجود به عمل مىآورد ، شاه شجاع اين گربه‌بازى را كرامت عماد فقيه دانست و همواره از او به احترام ياد مىكرد ، حافظ كه اين گربه‌بازى را حقه‌بازى مىدانست و داستان « كبك و خرگوش و گربه عابد « * » » كليله و دمنه را بهانه قرار داد ، غزل فوق را سرود كه اين موضوع باعث رنجش شاه شجاع و خصومت او با حافظ گرديد .
هامش
* « خرگوش و كبكى بر سر تصرف لانه‌اى در منازعه بودند و كلاغى به آن‌ها گفت : در اين نزديكى گربه عابد و نمازخوانى سكونت دارد كه در قضاوت بىنظير است ، بهتر است به نزد او برويد تا به دعوى شما رسيدگى كند ، كبك و خرگوش به طرف خانه گربه عابدنما روان شدند . گربه خود را به كرى زد و كبك را به نزديك شدن دعوت كرد و چون به فاصله‌ى مناسب رسيد ، ناگهان برجست و كبك را دريد . . . » كليله و دمنه باب « بوف و زاغ » صفحات 190 و 192 .