[ شرح ] غزل 123
بيت 1 : مطرب عشق : نوازندهاى كه از سوز دل و سوز عشق و محبت رامشگرى كند ، نه براى انعام . نوا : آهنگ و آواز نقش : يكى از انواع آهنگهاى موسيقى نغمه : آواز خوش - مطرب عشق هر آهنگى كه مىنوازد و هر آوازى كه مىخواند ، حكايت از عوالم خاصى دارد .
مطرب از درد محبت عملى مىپرداخت * كه حكيمان جهان را مژه خونپالا بود
بيت 2 : ناله : آواز حزين هوايى دارد « * » : پاورقى
دنيا از ناله عاشقانهى عشاق خالى مباد كه آهنگى است دلنشين و شادىبخش .
بيت 3 : درد : لرد شراب ، شراب ناصاف دردىكش « * * » : كسى كه شراب ناصاف ( لرد شراب ) مىنوشد .
بيت 4 : مگس قندپرست : زنبور عسل .
دل من را گرامى دار كه اين زنبورى است كه قند لب تو را دوست دارد و از تاريخى كه به دام عشق تو گرفتار شده ، شرف و سعادت مرغ نيكبختى ( هما ) را به دست آورده است .
بيت 5 : گرش پرسد حال . . . : اگر احوال همسايهى گدا را بپرسد . پادشاهى . . . :
پادشاه اگر احوال همسايهى گداى خود را بپرسد ، صدمهاى به شوكت و عدالتش نمىخورد .
بيت 6 : اشك خونين : اشك عاشق كه از شدت گريه به خون تبديل شده است .
بنمودم : نشان دادم جگرسوز دوايى دارد : درد بىدرمان ، عشق است و دوايى ندارد .
بيت 7 : غمزه : كرشمه كه از صفات آن ستمگرى است و خونريزى با تير مژگان .
از غمزه ستمگرى را ياد نگيرى ، زيرا در آيين محبت حساب و كتابى هست ، سعى كن محبت دلدار را جلب كنى .
بيت 8 : نغز گفت : سخن دلپذيرى بيان كرد . بت ترسا بچهى بادهفروش : نوجوان زيباروى مسيحى ( ترسا بچه ) برابر با مغبچه
بيت 9 : درگاهنشين : كسى كه در آستانهى در نشيند . منظور « خاكسار » است .
فاتحه : منظور دعاى گشايش روزى است . تمناى دعايى دارد : استدعاى استجابت دعا را دارد .
حافظ در اين بيت از شاه تقاضاى مستمرى و حقوق بيشترى مىكند .
هامش
* هوايى دارد : در نسخهى خطى « آقا خان ملك ساسانى » ، « نوايى دارد » به جاى « هوايى دارد » آمده است كه صحيحتر به نظر مىرسد .
* * آقاى خرمشاهى « پير دردىكش » را « پير مغان » معنى كردهاند .