[ شرح ] غزل 65
بيت 1 : صحبت : همنشينى با يار همدم
بيت 2 : مغتنم : غنيمت وقوف : آگاهى انجام كار : عاقبت كار
بيت 3 : پيوند عمر ، بسته به مويى است : زندگى كوتاه است . هوش دار : آگاه باش غم روزگار چيست ؟ : غصه دنيا را نخور .
بيت 4 : آبزندگى : آبحيات روضهى ارم « * » : به ايهام باغ بهشت
بيت 5 : مستور : پارسا ، پاكدامن و عفيف ( ضد مست )
پارساى خلوتنشين و مست و مىخواره ، هر دو گروه بندگان خدا هستند و ذكر او گويند . بنابراين تكليف چيست ؟ به كدام گروه بايد دل بست ؟
بيت 6 : راز درون پرده . . . : فلك از اسرار الهى هيچ اطلاعى ندارد و پردهدارى ، بيش نيست . براى چه تو هميشه با فلك در نزاعى ؟ فلك كارهاى نيست .
ساقيا جام مىام ده كه نگارندهى غيب * نيست معلوم كه در پردهى اسرار چه كرد
« حافظ »
بيت 7 : سهو و خطاى بنده . . . : اگر اشتباهات بندگان را اعتبار و پشتوانهاى نيست ، پس معنى عفو و رحمت خداوند آمرزنده چيست ؟ آنچه مسلم است ، پارسايان كه نيازى به بخشش ندارند . اين گناهكارانند كه مستحق بخشش و كرامت الهىاند ؛ پس بايد قبول كرد كه سهو و خطاى بندگان بخشودنى است .
نصيب ماست بهشت اى خداشناس برو * كه مستحق كرامت گناهكارانند
« حافظ »
بيت 8 : شراب كوثر : شراب بهشتى ، شرابا طهورا
هامش
* روضهى ارم : شداد پسر عاد پيامبر ، پادشاه زمان باستان عربستان جنوبى ، آن را بنا كرد ، در يمن باقى ساخت .