[ شرح ] غزل 64
بيت 1 : عربى : منظور فصاحت و بلاغت زبان عرب است .
چون اظهار فضل در حضور يار دور از ادب است ، با وجود آن كه من سخنهاى شيوا و فصيح زياد در دهان دارم ، خاموش نشستهام .
بيت 2 : بو العجبى است : بسيار عجيب و شگفتآور است .
پرى زيباروى ، رخسارش را پنهان كرده و ديو بدسيرت به جلوهگرى پرداخته است ، چه شگفتكارى ؟ !
بيت 3 : چراغ مصطفوى : نور حضرت محمد ( ص ) شرار : جرقهء آتش ، بدى و فساد و شرارت بو لهبى : منسوب به ابو لهب ، عموى پيامبر اكرم ( ص ) كه به اسلام ايمان نياورد .
در چمن روزگار گل بىخار يافت نمىشود ، همان گونه كه نور مصطفوى و شرار بو لهبى با هم وجود داشت .
بيت 4 : سبب مپرس : علت را جويا مشو ! سفله : پست و فرومايه
به دنبال علت اين مباش كه چگونه عدههاى سفله به اوج عزت مىرسند و عدهاى آزاده ، به خاك ذلت مىنشينند ، زيرا كارهاى روزگار بر اساس حساب و كتاب درست استوار نشده !
بيت 5 : خانقاه : محل ذكر دراويش طاق خانقاه : ايوان خانقاه رباط : كاروانسرا مصطبه : سكوى ميخانه طنبى : سراپرده شاهى ، تالار بزرگ
ايوان بلند خانقاه و مهمانسراى صوفيان نزد من به نيمجو ارزش ندارد ، زيرا براى من سكوى ميخانه ايوان است و پاى خم مى ، سراپردهى شاهى .
بيت 6 : دختر رز : به استعاره « شراب »
حامله « خم » ز دخت رز بادهكشان به دور او * طفل حرامزاده بين باب يكى و مام دو
« حجت لارى »
زجاجى : شيشههاىعنبى : منسوب به عنب ( انگور )
منظور از « نقاب زجاجى » و « پردهى عنبى » ، دو پرده از هفت پردهى چشم « * » ، يعنى زجاجيه و عنبيه است كه در اين بيت به ايهام مراد « تنگ بلورى شراب و انگور » است .
مگر شراب نور چشم و روشنى ديدهى ماست كه در پردهى زجاجى « تنگ بلور » و عنبى « انگور » قرار گرفته است ؟ !
بيت 8 : استظهار : پشت گرمى
هامش
* هفت پردهى چشم عبارتند از : زجاجيه ، عنبيه ، قرنيه ، مشيميه ، ملتحمه ، شبكيه و صلبيه .