[ شرح ] غزل 56
بيت 1 : سراپرده : خيمه و خرگاه آيينهدار : كسى كه آيينه را در مقابل صورت بزرگان نگاه مىدارد ، تا موى و روى خود را بيارايند . در قديم ، بندگان آيينهدار سلطان بودهاند .
تو را به آينهداران چه التفات بود * چنان كه شيفتهى حال خويشتن باشى
دلم اقامتگاه عشق دلدار است و چشمم آيينهدار چهرهى او ، همواره او را در دلم حس مىكنم و چهرهاش در مقابل چشمم مصور است .
بيت 2 : دو كون : دو جهان منت : احسان
من كه در مقابل دو جهان سر تسليم فرودنمىآورم ، هميشه خود را مديون او مىدانم ، زير بار منت او هستم و خوشهچين احساس او هستم .
بيت 3 : طوبى : درخت بهشتى
خطاب به زاهد ؛ تو با عبادت خود ملازمت درخت بهشتى را اختيار كردهاى و ما از طريق رندى ، قامت رعناى دلدار را . انتخاب ما بسى بهتر است ، هركس به اندازهى همتش فكر مىكند !
بيت 4 : آلودهدامن : گناهكار عصمت : عفت و پاكى
گرچه من گناهكارم ، ولى سراسر گيتى به عفت و پاكدامنى دلدارم شهادت مىدهند .
بيت 5 : در آن حرم . . . : در آن آستان مقدس كه باد صبا دربانى آن را به عهده دارد و اجازهى ورود به او نمىدهند ، ديگر تكليف من معلوم است كه به هيچ وجه راهى به آن جايگاه نخواهم داشت .
بيت 6 : منظر چشم : ديدگاه چشم اين گوشه : چشم حافظ خلوت اوست : كنج خلوت اوست و جز او كس ديگرى به اين خلوت راه ندارد .
ديدگاه و منظر چشم من به جز خيال او جايگاه كس ديگرى نيست ، زيرا فقط اين گوشه ( چشم عاشق ) ، خلوتگاه و حرم امن اوست .
بيت 7 : صحبت : همنشينى
بيت 9 : ملكت عاشقى : سلطنت عشق يمن همت اوست : مباركى دعاى او
بيت 11 : فقر ظاهر مبين . . . : گرچه حافظ به ظاهر تهى دست است ، ولى سينهاش خزانهى گرانبهاى محبت دوست است .